تـــاثیر طـــــلاق بـــر فرزنــــدان

محقق :نعیمه شیرازی(طلبه پایه 2)

 چکیده

پژوهش حاضر باهدف تاثیر طلاق بر فرزندان به روش کتابخانه ای و با استفاده از ابراز فیش تهیه شده است

طلاق پدیده ای است که بعد فردی و اجتماعی اعضای خانواده به خصوص فرزندان را متزلزل و به صورت های گوناگون روح وجان آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد.تاثیری که فقط به اعضای خانواده منحصر نمی گردد بلکه بنیان جامعه را متزلزل می کند.این پدیده کودکان را از لحاظ جسمی ضعیف و از نظر اختلالات رفتاری دچار نابسامانی شخصیتی و فشار های عصبی و روحی می گرداند که به تبع جامعه با معضلاتی چون افزایش کودکان خیابانی،روی آمدن کودکان بزهکاری ،مشکلات اموزشی و…روبه رو می شود در نتیجه هزینه های اجتماعی افزایش یافته و با سست شدن ارزش های مذهبی و فرهنگی جامعه ای بی ثبات را در پی خواهیم داشت.

 کلید واژه ها:

طلاق – خانواده – فرزند

 مقدمه :

انسان مجموعه ای از نیازهای جسمی و روانی همراه با نگرش ها، دید گاه ها، احساسات و خلاقیت های گوناگون میباشد که بر پایه ی همین نیازها بهانتخابی شاعرانه و آگاهانه دست میزند که در طول تاریخ منجر به تشکیل نهادی به نام خانواده شده است.

خانواده اولین مکانی است که فرزندپا به عصر وجود میگذارد وهم اندیشی،اجتماعی شدن،شخصیت،آموزه های دینی…را از دامن مادر و سایر اعضای خانواده می آموزد و پرورش می یابد از آنجا که زندگی خانوادگی کهن ترین نهاد اجتماعی می باشد از شکننده ترین آن ها نیز به شمار میرود.بانگرش بر این سیستم دارای حیاط خواهیم دید که اختلافات ،کشمکش ها، برخورد هایغیر اصولی و …چقدر سریع پایه های این سیستم را متزلزل و افراد درون ان را دچار اختلال میکند البته اثرات چنبن پدیده ای –طلاق- بر هر کدام ازاعضای خانواده متفاوت است .

سخن از خانواده سخن از رشته های پر محبتی است که بین والدین و فرزندان شکل گرفته است والدینی که برای پیوستگی این رشته ها برای ان ها لازم است با تحولات جسمانی و روانی فرزندان،شخصیت کودکان و اصول تربیتی ان ها اشنا شده و باتامین بهداشت جسمی وذهنی افراد پرطراوت و با امید پرورش دهند تا جامعه ای سالم پایه گذاری شود اما با نگاهی به جوامع ورواج پدیده ی طلاق میتوان دریافت طلاق زنگ خطری است که به صدا در آمده که اگر این روند ادامه یابد در آینده ای نچندان دور جامعه با معضل جدیدی روبه رو خواهد شد این پدیده منفی باعث میشود که آمار کودکان خیابانی و عوارض ناشی از آن گسترش پیدا کند عوارضی چون نابسمانی های شخصیتی ، اجتماعی ورفتاری افراد مطلقه وفرزندان آن، فشارهای عصبی و روحی ،مشکلات اقتصادی و معیشتی،مشکلات جنسی ،افزایش جرایم اقتصادی و در نهایت عدم ثبات جامعه را شامل می شود. 

لذا با توجه به دلایل گفته شده و روند رو به رشد طلاق ،هرچند سازمانهاوارگان های اجتماعی تلاش زیادی در جهت کاهش وقوع طلاق به عمل آورده اند ولی بار دیگر بررسی به این موضوع را درخود میطلبد چرا که میتوان تا حدودی به استحکام خانواده ،پیشرفت علمی در بعد فردی  واجتماعی ، پیوند عاطفی والدین و فرزندان ، کاهش انحرافات اجتماعی و مشکلات اقتصادی و جنسی ، …کمک شایانی نمود. 

با توجه به مطالعات انجام شده درمی یابیم که تاکنون ازعلل وعوامل طلاق ،راهکارها، آسیب ها و پیامدهای آن سخن بسیار گفته شده است ولی با توجه به نیاز جامعه سعی شده است در این پژوهش ضمن بررسی مطالعات قبلی به این سوال پاسخ داده شود که تاثیر طلاق بر فرزندان چیست؟

-1  رشد جسمی و ذهنی

1–1رشد جسمی

جنین در رحم مادر احتیاجات فیزیکی و عاطفی خویش را تأمین و این بعد عاطفی را اگر چون بنیانخانواده متزلزل نباشد به خوبی دریافت میکند. پس ازپایان دوران جنینی وخارج از محیط ایده ال  برای برآورده شدن احتیاجات خویش گریه کردن را آغاز می کند مادری که بعد عاطفی او در کنار همسرش تقویت شده و او را به فرزند خویش منتقل ساخته است بی تردید در پی نیازهای فرزند خویش فرایندهای شناختی لازم را با استفاده از هوش عقلی و بعد عاطفی وجودی به کار می بندد.این که در پی گریه های  شبانه علت را جستجو و آرام نمودن ، در اختیار گذاشتن شیره ی جان خویش ، تهیه ی برنامه ی واکسیناسیون کودک، منع کردن خود از خوردن غذا های نفاخ برای تسکین دل درد، فراهم اوردن جای خواب مناسب ، ایجاد برنامه ی غذایی مناسب، بهداشت مناسب ، و در عین حالکنترل وشناسایی اختلالات رفتاری در کودک خویش واقدام برای حل هر یک از آن ها با کمک  پدر خانواده ، از جمله عواملی است که والدین آن را از تولد فرزند تا زمان حیات خویش فراهم می آورند.

در موارد غیبت یکی از والدین که خطرناک ترین آن غیبتی است که  در اثر پدیده طلاق صورت می گیرد این پدیده اولین ضربه ی خویش را به سیم های عاطفی بین پدر و مادر می زند و قطع آنها را سبب می شود و سپس در صورت کنترل نکردن بد ترین ضربه به فرزندان طلاق وارد می شود.

1-1-1 اختلال در خواب

طلاق و جدایی محیط امن خانه را تغییر می دهد و کودک را مجبور می کند دردو جای مختلف بخوابد و به دو روش مختلف زندگی عادت کند. مسلم است که در هیچ یک از خانه ها نمیتواند خوب بخوابدکودک در خانه ی ناپدری مدام با هراس از این که ممکن است همین پدر و مادر نیز او را ترک نمایند ازخواب بیدار میشود و در خانه ی نا مادری از خواب بر می خیزد زیرا از اوخواسته شده در رختخواب جدیدی بخوابد و گاهی اوقات اجازه ندارد در کنار پدر و مادر خود بخوابد در صورتی که قبلا در خانه ای که می شناخت اجازه داشت شبی را در کنار مادرش بگذراند.(سیرز،1389،ص172)

حتی نوزادان هر تغییری که در خانواده ایجاد میشود را حس میکنند مادر ناراحت است، ناراحتی او به نوزاد منتقل میشودو او را بدخواب می کند.ترس ها موجب ایجاد اختلال در خواب کودکان بزرگ تر نیز می شود. ترس از جدایی تنها والد، ترس از آینده، ترس از جدایی پدر و مادر،همگی از عوامل استرس زایی میباشد که زمینه ای ایجاد در بیماریهای جسمی در فرزندان را ایجاد یا تشدید میکند.

آسم یک اختلال تنفسی است که در آن التهاب ،اسپاسم و خلط، باعث مسدود شدن نایژه ها میشود و تنفس را سخت می کند. این بیماری  در کودکان بیش  از بزرگسالان و در پسرها بیش از دخترها دیده میشود.بین 3تا 5 درصد مردم امریکا به این بیماری دچارند . حملات آسم در نتیجه ی ترکیبی از سه عامل روی میدهد:آلرژی،عفونت تنفسی وبرانگیختگی زیستی ، روانیاجتماعی مانند استرس .دراکثر مواردعامل حمله،جسمی استاما بعضی اوقات ممکن است در اساس ، جسمی اجتماعی باشد و به نقل از کتاب روانشناسی سلامت :

پژوهشگران، به طور کلی، بر این باورند که دلیل پدید آمدن اکثر زخم ها ، ترشح بیش از اندازه ی مایعات اسیدی در دستگاه گواراش است که به  طور مزمن باعث خورده شدن دیواره ی معده واثنی عشر میشود که براثر عفونت باکتریایی ضعیف شده است. اما به نظر می رسد استرس نیز در این میان نقش داشته باشد که دریک پژوهش موردی، بر روی بیماری تام9 ساله مورد بررسی قرار گرفت.تحقیقات همچنینن نشان داده است که عوامل استرس زا ،بویژه مشکلات روزمره، از شایع ترین عوامل شروع کننده سردردهای  میگرنی و تنشی است.(سارافینو،1384،ص217)

1-1-2  تاثیر تغذیه بر رشد

هرچند پیامدهای طلاق تا حدودی مردان را نیزبا مشکل روبه رومی سازدولی بیش ترین پیامد گریبانگیر زنانی میشود که در اثر فقدان همسر با آن روبرو می شوند مشکلات عاطفی ومشکلات مالی از جمله این پیامد ها می باشد مادری که بعد عاطفی او به خطر افتاده و او را دچار افسردگی ساخته است و یا مادری که برای تامین زندگی ناگزیر است تا  ساعات مختلفی را در خارج از خانه سپری کند و نیز نبود مادر در کنار فرزندانی که با پدر زندگی می کنند.تمام این عوامل حاکیاز آن است که در نبود این مشکلات مادر می توانست با برنامه غذایی مناسب و پشتوانه پدر زمینه رشد جسمی فرزندان خویش بویژه دختران را فراهم سازد. از سویی فرزندان طلاق با توجه به سن و جنس آن ها به نوعی  در معرض تاثیرات مخرَب  طلاق قرار می گیرند پدیده ای که در زمینه ی ترس و اضطراب ،را در نهاد آن ها ایجاد میکند و با ایجاد روحیه پر خاشگری، احساس ناتوانی، ضعف اعتماد به نفس زمینه ایجاد اختلالات جسمی مختلفی را ایجاد می کند.

غذای خوب و مغذی برای سلامتی و داشتن مراحل رشد کافی و جسمی سالم ، برایفرزندان به خصوص دختران ضروری می باشد. نارسایی تغذیه ای مهم ترین دلیل رایج برای مشکلات جسمانی حال و آینده و خصوصاً اختلالات زنانه و هورمونی می باشد این مسئله خطری است که همیشه دختران را تهدید میکند هورمون ها باعث بلوغ میشوند دوران بلوغ یکی از مهم ترین دوران زندگی است چرا که در این دوران جهش رشدی اتفاق می افتد. رشد افراد به خصوص دختران در این دوران سرعت یافته ودر نتیجه نیاز دختران به تمام مواد مغذی افزایش پیدا می کند و در صورتی که از طریق غذاهای متعادل متناسب و متنوع نظیر درشت مغذی ها شامل مواد معدنی و ویتامین ها به این نیاز ها پاسخ داده نشود امکان دسترسی به ظرفیت های تعیین شده موروثی به دست نخواهد آمد و دختران بیش ازسایرین در معرض خطر ابتلاء به انواع بیماری ها قرار می گیرند.(احمدی زارع،1388،ص32)

  از سویی دیگر بررسی ها نشان می دهد مسایا و محیط نقش زیادی در بروز بحران فردی بنام بلوغ زودرس دارند و در این میان ،اضطراب و استرس تآثیر زیادی در ایجاد این اختلال در دختران دارد .همچنین اضطراب و ناراحتی و نگرانی می تواند سن بلوغ را حتی تا 18 ماه جلو بیندازد.(احمدی زارع،1388،ص38)

1-1-3 استرس و بیماری

استرس می تواند بر رفتار تآثیر بگذارد و رفتار خود نیز ممکن است باعث بیماری یا تشدید وضعیت بیمار شود ارتباط رفتاری میان استرس و بیماری را می توان در بسیاری از موقعیت های استرس زا از جمله هنگام طلاق مشاهده کرد .تغییرات رفتاری ناشی از موقعیت های استرس زا ،شرایط را برای همه ی اعضا ی خانواده،ناسالم می سازد از جمله به صورت ایجاد بی نظمی در وعده های غذا و ساعت خواب، به تآخیر افتادن مراقبت های بهداشتی و پیروز نکردن از دستورهای پزشک .تحقیقات نشان داده است که در شرایط بسیار استرس زا افراد به گونه ای عمل می کنند که احتمال ابتلا به بیماری یا آسیب دیدگی را در آنان افزایش می دهد، مصرف سیگار،الکل،قهوه با ایجاد بیماری های متعددی چون فشار خون بالا ،بیماری های عروقی کرونه و سرطان ارتباط دارد. پژوهش ها نشان داده است که کودکان وبزرگسالانی که بیش از اندازه استرس دارند ،بیشتر احتمال دارد که به آسیب های ناشی از حوادث اتفاقی در منزل،هنگام بازی،محل کار و حین رانندگی دچار شوند.(سارافینو،1384،ص210)

1-2 رشد هوشی

هوش یکی از جالب توجه ترین نیروهای روانی است. روان شناسان هوش را به صورت های مختلفتعریف کرده اند. زیرا، هنوز نتوانسته اند در یک تعریف جامع با هم توافق کنند. اما ،همه ی آنان در این خصوص اتفاق نظر دارند که هوش شیء یا یک موجود عینی مستقل و واحدی نیست .هوش هنگامی ادراک می شود که فرد در موقعیت های گوناگون رفتارهای خاصی را از خود نشان میدهد.(بختیاری،1388،ص22)

هوارد گاردنر از هوش های چندگانه یاد می کند هوش زبان شناختی ، هوش موسیقیایی، هوش ریاضی،هوش حرکتی،هوش درون فردی،هوش بین فردی،…از جمله هوش های نام برده ی گاردنراست.به نظر او انواع هوش نسبتا مستقل از هم اند و در هر یک از آن ها نظام های متفاوتی فعال میشوند و برای نظام های مختلف هوشی،نواحی به خصوصی در مغز وجود دارد.(هیآت مؤلفان،1389،ص504)

بعد از گارد نر دو دانشمند به نام های مایر و سالووی هوش های درون فردی و میان فردی را با هم ترکیب کردند و نام هوش هیجانی را برای اولین بار به دنیای روانشناسی اضافه کردند آن ها می گفتند هوش هیجانی یعنی : “توجه به احساسات خود و دیگران، فرق گذاشتن بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای بهتر فکر کردن و بهتر عمل کردن”

بسیاری از صاحب نظران عوامل ارثی را در ماهیت هوش مؤثر می دانند امّا زمانی که عوامل وراثتی در افراد یکسان باشد مانند دو قلوهاییک تخمکی، همه ی تفاوت های موجود در هوش از عوامل محیطی ناشی می شود.

والدین به عنوان عوامل محیطی مؤثر می توانند بر رشد هوشی کودکان اثربگذارند مطالعات متعدد نشان داده است که کودکان برای رسیدن به هوش هیجانی به تحریک اجتماعی نیاز دارند که تنوع در نوع و میزان این تحریک می تواند بر رشد ذهنی کودکان حتی در دوران طفولیت اثر بگذارد. تحقیقات نشان می دهند که معمولا والدین برای جلب توجه  اطفال در جریان تبادل اطلاعات عاطفی،تلاش زیادی به خرج می دهند که توجه او را به سوی خویش جلب کند.برای مثال، والدین اغلب از یک الگوی زبانی که به “زبان بچگانه” معروف است استفاده می کنند که مشتمل است بر تن صدای بالا ، شمرده گویی، تقلید صداوحالت های چهره ای فراوان. این بدان معنی است که والدین از طریق واکنش و توجه خویش می توانند، حتی در این سنین کم نیز ، پرورش هیجان را در فرزندانشان آغاز کنند.(گاتمن،1389،ص204)

 ارتباط غیر کلامی بین نوزادان و والدین حاکی از آن است که نوزاد به طور طبیعی در ارتباط مداوم و دو جانبه با پدر و مادرو اشخاص دیگری که از او مراقبت می کنند قرار دارد .(ام گری،1386،ص26)

 اختلاف زنا شویی و تاثیرات زیان بار طلاق چون غم و اندوه ، پرخاشگری، بد خلقی و به خصوص در سال های اول پس از طلاق،که بسیاری از مادران دچار سرخوردگی و افسردگی شده،در خود فرو می روند که اگر این افسردگی یک سال یا بیش تر ادامه پیدا کند ممکن است بر عملکرد مغز طفل تاثیر بگذارد و سبب شود وی یک رویداد هیجانی را که می تواند تجربه ای مثبتباشد رویدادی منفی تلقی کند.همچنین نویسنده ی کتاب هوش هیجانی میگوید پژوهشگر دانشگاه واشنگتن واکنش های اطفال را به تماشای صحنه ی بیرون آمدن حباب های صابون از پشت یک پرده مورد بررسی قرار داد و با تعجب دریافت که فرزندان مادران افسرده این واقع عادی را یک رویداد هیجانی منفی تلقی می کنند( گاتمن،1389،ص206 )

والدینی که نسبتبه روحیه فرزندانشان حساس تر هستند در تقویت هوش عاطفی کودکان بهتر عمل میکنند.در حالی که پدیده طلاق باعث جدایی زن و شوهر می گردد که نتایج نشان داده است که در دو ماه اول جدایی، پدران مایل اند تماس بیش تری با فرزند خود داشته باشند ( در صورتی که فرزندان با مادرزندگی می کنند )ودرابتدا کنش متقابل بسیاری با بچه هادارند ولی این نوع رابطه به سرعت تغییرمی کند و بعد از چند ماه اغلب پدران طلاق گرفته، تماس بسیار کمی با فرزندان خود دارند.که نبود پدر خود عاملی در جهت کاهش رشد هوشی کودکان است.پدران دوست دارند به کودکان خود اجازه کاوش دهند،درحالی که مادران محتاط ترند و محدودیت بیشتریبرای کاوشگری ایجاد می کنند و این الگو به دوران طفولیت مربوط نمی شود با رشد کودک،پدران معمولا بیشتر از مادران مشوق رفتار مستقل و کاوشگرانه هم در داخل و هم در خارج از خانه هستند بویژه در مورد پسران طوری عمل می کنند و تعلیم می دهند که مستقل بار بیایند.به پسر ها زود تر از دختر ها اجازه داده می شود که تک و تنها از خیابان عبورکنند،آن ها مجازند بیشتر بیرون از منزل بمانند و پهنه وسیع تری از زمین را بکاوند. تجربه ی پسر ها در این کاوش های مستقل به احتمال زیاد برای رشد شیوه های مستقل کنار آمدن با امور،حس رقابت جویی و حتی مهارت های ویژه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.  به نظر میرسد پسران بر رشد هوشی فرزندان دختر نیز تاثیر گذاراند منتها با ایجاد رابطه ی دوستانه ای که با مادر ایجاد می کنند. مهارت پدر به عنوان هم بازی فرزند، میزان تحریکی که پدران حاضر در خانه برای فرزند پسر ایجاد می کنند ،اثر پدر بر رشد عقلی بچه ها را نشان می دهد .یکی از دلایل پایین تر بودن سطح توانایی شناختی کودکان خانواده های تک والدی ممکن است این باشد که آن ها به نسبت  کودکان خانواده های ناپاشیده کمتر از توجه بزرگسالان و تعامل آن ها بهره مند می شوند. (راس.دی،1379،ص118)

 همه کودکان به راهنمایی و ابراز عشق پدر و مادر نیاز دارند و در کنار این رابطه ی عاشقانه میتوانند مقدار وقت بیشتری را به کودک اختصاص دهند و با ایجاد بازی های فکری و جسمی متنوع،بردن کودک به فضای سبز، دقت در اختلالات رفتاری کودکان با همیاری یکدیگر عزم لازم را برای رشد هوشی کودک خویش فراهم سازند.

1-3اختلالات رفتاری

1-3-1 خشم

خشم در کودکان ، تظاهری به احساس خصمانه نسبت به اشخاص و گاهی هم اشیاء است و این تظاهر به حقیقت چیزی جز اعلام وضع ناراحتی درون نیست. به هنگامی که کودک از وضعی و یا از برخوردی ناراضی باشد با موضوع خشم ، نسبت به آن مسئله می نگرد و سعی دارد همه قدرت و توان خود را برای باز گرداندن آن وضع یا شخص به صورت مطلوب و مورد رضایت خود به کار برد.(وفایی،1387،ص88)

  طلاق ونزاع دو واژه ای هستند که تا مدت ها پس از طلاق در کنار هم شنیده می شوند و تنها شاهد خشمگین شدن، توهین کردن، بلند کردن صدا، کتک کاری کردن والدینی هستند که تقریبا در تمام زمینه های زندگی آسیب پذیر می باشند. مشاهده ی این اختلافات آنقدر در جان و روح آدمی تاثیر گذار است که اگر سالها از این مشاجرات بگذرد باز احساس ناراحت کننده ای در نهاد خویش می یابیم که در سنین مختلف به شکل های مختلف نشان داده می شود.

1-3-2دوره پیش دبستانی

 کودکان در این سنین به برقراری ارتباط با همسالان و والدین خویش می پردازند.آن ها از طریق ارتباط با والد هم جنس و والد جنس مخالف به تدریج جنسیت خود را درک میکنند و با برقراری ارتباط با والدی که از طریق او درک کرده پسر و دختر بودن به چه معنا است میخواهد اوقاتی را تنها با او باشد.لذا احتمال انتقاد از سوی والد دیگر را برای او فراهم می اورد.(ام گری،1386،ص78)

 یکی از دلایل محبوبیت های بازی در بین کودکان4 تا 7 ساله این است که به آن ها کمک می کند تا با نگرانی ها و اضطراب های متعددی که برایشان پیش می اید کنار بیایند.(گاتمن،1389،ص221)

 کودکان در این سنین قدرت استدلال ندارند و با تکیه برقدرت خیال و دیدن خوبی های پدر و مادرش تصویری از خود بر مبنای انها میسازند تا بتواند خوب را در خود تعریف کنند.کودکان همان گونه که از خوشنامی والدین قدرت می یابند،از شنیدن هر گوشه و کنایه ای درباره آن ها آزرده می شوند. از نظر کودک انتقاد یک والد یا هر شخص دیگر- از والد دیگر انتقاد ازخود او (کودک) است.(ام گری،1386،ص79)

بسیاری از کودکان از یک یا هر دو والد خود خشمگین می شوند اما ازابراز صریح و بی پرده این خشم به شدت می ترسند. (ممکن است از این بترسند که خشم آن هاعلت جدایی پدرو مادرشان بوده است.)این کودکان اغلب خشم خود را متوجه چیز دیگری می کنند و با همبازیها،خواهر و برادر،پدر یا مادر یا ناتنی بد رفتاری می نمایند. شاید هم تمامی احساساتشان را پنهان سازند تا بتوانند از شر خشم خود در امان باشند.(ام گری،1386،ص 63)

 1-3-3 دوره 8 تا 12 ساله

 یک تفاوت عمده در بین کودکان در این سن و کودکان خردسال تر،واکنش آنها به وضعیت های ازار دهنده می باشد وضعیتی که او را اگر در سال های پائین تر دچار غم واندوه می ساخت اینک علاوه بر این احساس غم وجودی خشم را ترجیح می دهد.

 خشم احساس تسلط داشتن را به او می دهد علاوه بر این،خشم قاطع تر و “بالغانه تر"است و گریه کردن در برابر مامان یا در اغوش بابا رفتن،دیگر چندان عملی به نظر نمی رسد. (ام گری،1386،ص109)

 فرزندان طلاق واکنش های خشم آلود شدید تری به ویژه نسبت به کسی (پدر و مادر) که او را مسبب طلاق می دانند نشان می دهند بعضی از آنان به جناح بندی های قوی و اغلب درازمدت با یکی از والدین در برابر دیگری اقدام می کنند که معمولا این جناح بندیها با مادر و بر ضد پدر صورت می گیرند.(بستان،1389،ص 276)

 1-3-4دوره بلوغ

 دوره بلوغ گذری طبیعی بسوی استقلال و خود کفایی کامل است که در همه ی خانواده هابد رفتاری،حاضر جوابی،قانون شکنی و کار های اعصاب خرد کردن نو جوانان دیده می شود. در اصل این دوره بخش گریز ناپذیری از رشد کردن و بزرگ شدن است.

 معمولا دوره ی بلوغ را سن سرکشی می دانند که این مرحله قبل از نوجوانی آغاز می شود آنها به جای آنکه درباره ی ناکامیهایشان حرف بزنند یا به پدر مادرشان بگویند که دلشان برای محبت آنها تنگ شده است به رفتار های هیجانی دست می زنند رفتار هیجانی آنها درمقایسه با طغیانهای پراکنده ی کودک خردسال تر که اغلب متوجه هیچ کس خاصی نیست، از نظر استراتژی حمله کم نظیر است و می داند کدام دکمه ی پدر یا مادرش را فشار دهد.(ام گری،1386،ص 110)

 1-2-2  افسردگی

 “افسردگی” از اختلالات خلقی محسوب می شود که شیوع آن حدود 15 درصد در طول عمروبرای زنان تا 25 درصد نیز گزارش شده است. افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند در واقع عواطف و هیجانات آنها دچار اختلال می شود و قادر به ابراز هیجانات و عواطف خود نیستند.رویداد های زندگی و استرس محیطی از جمله عوامل روانی –اجتماعی برای ایجاد بیماری افسردگی می باشد.(کریمی،1388،ص 88)

 کودکان و نوجوانانی که مشکلاتی در زمینه ی مدیریت بر عواطف یا رفتار خود دارند و نیز افراد مبتلا به مشکلات یاد گیری یا اختلالات رشدی ، در مقایسه با افرادی که چنین مشکلاتی ندارند، بیشتر در معرض افسردگی اند.(کارل فیتنر،1387،ص36)

  گرچه کودک در هر سنی ممکن است دچار افسردگی شود ،معمولا این حالت در سال های پیش از نوجوانی پدید می آید. هنگامی که کودک با فاجعه ای مانند طلاق روبه رو شود با افسردگی ملایم روبه رو می شوند که اگر این افسردگی در قبل از نوجوانی با بد اخلاقی –رایجدراینسن–اوهمراهنباشدوبسیارغمگینبه نظر برسد که در مدت طولانی بهتر نشود نشان افسردگی مستمر است که ممکنه فرزندتان را به تخلیه ی هیجانی ( معاشرت با افراد بی بند و بار،…) سوق دهد.

 در دوره ی 5 تا 8  سالگی، کودکان اندوه و خشم خود را آشکارا به نمایش می گذارند و زود گریه و ناله سر می دهند. آنان بر خلاف کودکان کوچک تر نمی توانند در تخیلات خود روزی را مجسم کنند که پدر و مادرشان آشتی کرده و اوضاع به شکل اول باز گشته باشد و به همین دلیل ، در معرض افسردگی های شدید قرار دارند.(بستان،1389،ص 276)

 بیشتر کودکان 5 تا 8 ساله ، از طلاق والدینشان به شدت غمگین می شوند اما تعداد قابل ملاحظه ای از آن ها می توانند هم چنان به زندگی ادامه دهند که گویی هیچ چیزی آن ها را آزار نمی دهد این حالت می تواند نتیجه ی افسردگی ،انکار یا بی تفاوتی کلی احساس باشد .(ام گری،1386،ص87)

 در صورت ارتباط مؤثر با فرزندان طلاق می توان آن ها را از فشار درک اشتباه ، منزوی بودن و زندگی فاقد لذت و بیماری های اجتماعی که او را به خطر می اندازد نجات داد.

 1-2-3  احساس گناه

  انسان حق ندارد به خاطر کاری که خود انجام داده یا برعکس،در انجام آن قصور کرده است، کس دیگری را وادار به احساس گناه کند. اگر بتوانید کسی را به خاطر عملی دچار احساس گناه کنید،درست مثل اینکه اسلحه ای در دست داشته باشید،او را زیر نفوذ گرفته اید. احساس گناه،انسان را به شدت معذب و ناراحت می کند. (نورصالحی، 1389ص76 )

 فرزندان کوچک در برخورد با طلاق تصور می کنند که رفتار آن ها باعث این جدایی شده است پسری کوچک به پدرش میگوید:” پدر خواهش می کنم نرو، من پسر حرف گوش کن و خوبی خواهم شد.” (جوادی،1386،ص83)

   یک نتیجه چنین خود محوری ای آن است که کودکان واقعا باور دارند  که نیرو یا علت بسیاری از رویداد های دنیایشان هستند . او می تواند معتقد باشد که بابا به این علت  خانه را ترک کرد که آن روز صبح او لیوان شیرش را ریخت. برای کودکان راحت تر است که احساس گناه کنند و فرض نمایند که آن ها علت رویدادی بوده اند، تا اینکه معتقد باشند که دنیا جایی است که رویدادهای بد بدون هیچ مقدمه و دلیلی اتفاق می افتند. (ام گری،1386،ص56)

 شکل گیری و تحکیم احساس گناه در کودکان همیشه با تصور سازی خود فرزندان همراه نیست گاهی سخنان نا بجای والدین زمینه ایجاد و تحکیم این احساس می گردد.

 گفتن این سخن به کودک” تو باعث جدایی ما شدی ” یا این که ” ما طلاق گرفتیم چون فکر کردیم جدایی ما از هر جهت به سود تو است” با تحکیم احساس گناه در کودک می تواند مشکلات روانی حادّی برای وی ایجاد کند.( بستان،1389،ص273)

    داشتن احساس گناه در زندگی چنان تخریب کننده ی شخصیت کودکان است که باعث رخت بستن شادی از چهره ی کودک می گردد و زمینه برای افسردگی را فراهم می آورد والدین باید به کودک اطمینان دهند که عامل طلاق ، او نبوده است و بین حوادث قابل کنترل و غیر قابل کنترل تمایز قائل شده و به جای تصورات واهی ،خود را با حقایق وقف دهند.

 1-2-4  احساس تنهایی

  مشکلات عاطفی دیگری مانند احساس تعارض و کشمکش درونی در باب وفاداری در هنگامی که کودک ناگزیر می شود از بین پدر و مادر یکی را انتخاب کند و نیز نگرانی شدید وی از این که ممکن است سرپرست باقی مانده را نیز از دست دهد و کاملا تنها شود نیز از مشکلات فرزندان طلاق در خانواده های تک سر پرست می باشد ( بستان،1389،ص 273)

  از سوی دیگر فرزندان طلاق به دلیل این که والد او برای انجام مسئولیت پدر یا مادری  و رفع هزینه های زندگی بیشتر در خارج خانه به سر می برد دچار، حس تنهایی (منفرد بودن )، احساس پذیرفته نشدن در جمع و دچار کمبود های عاطفی می گردند این احساس زمینه ساز سیر فرد به سوی برقراری ارتباطات عاطفی با دیگران به خصوص زمانی که  سن فرد رو به افزایش است می گردد که اگر اندکی این روابط نا اندیشیده پیش رود به شدت آسیب می بینند و چه در همین موقعیت ها، هستند افراد تنهای دیگری که تشنه ی بهره جویی از وضعیت نا بسامان روحی اشخاص اند .( غلامی،1387،ص78)

 1-2-5  ترس

  ترس در سنین مختلف به صورت های گوناگون در وجود فرزندان طلاق بروز می کند به طوری که کودکان خردسال که قدرت استدلال ندارند از دیدن دعوای پدر و مادر خویش حتی هنگامی که در حدّ کلام است به شدت می ترسند.

 در سال های پیش از مدرسه ، احتمال بالایی دارد که کودک از راه برخورد قهقرایی با اخرین آموزش ها و مهارت هایی که کسب کرده ، مانند آموزش توالت رفتن یا رفتن به مهد کودک ، نسبت به طلاق واکنش نشان دهد.ترس ، اضطراب و خواب های آشفته افزایش می یابد و کودک معمولا نگران رها شدن از سوی سرپرست خود و گرسنه ماندن است. ( بستان، 1389،ص 276)

 - آیا همان گونه که آن ها از هم جدا شدند روزی مرا هم رها می کنند؟

- آیا همان گونه که از هم دیگر خوششان نمی اید ممکن است مرا دوست نداشته باشند ؟

-آیا روزی من هم باید از این خانه بروم؟

 در ذهن یک کودکستانی هر رویداد مهم ناشی از طلاق ، فضایی برای بروز ترس های شدید و نگران کننده است. او در پاسخ این سوالات استدلال هایی می اورند که در سرتاسر دنیای آن ها پخش می گردد.

 فرزندان بزرگ از پذیرفتن مسئولیت های جدید در برابر برادران و خواهران کوچک تر خود می ترسند زیرا همین مسئولیت می تواند عاملی شود تا مدرسه را ترک نموده و مجبور به کارکردن شوند . ان ها همچنین نگرانند که دیگر نتانند با دوستان خود رفت و آمد داشته باشند و به دعوت آن ها برای بازی ، تفریح،جشن ها پاسخ مثبت بدهند.(جوادی،1385،ص83)

   این که فرزند طلاق دائما نگران طرد شدن از سوی تنها والد باقی مانده باشد و یا همسالان او را به خاطر متمایز بودن طرد کنند من جمله ترس های بچه های طلاق می باشد.

  بین ترس های متداول آدمی، ترس از طرد شدن از همه شدید تر و مهم تر است. ترس این باور را در او به وجود آورده است که طرد شدن واقعا دردناک است ودرصورت مواجه با چنین رفتاری باید خیلی ناراحت و عصبانی شود همچنین آموخته است که طرد شدن ثابت می کند که آدم بی ارزشی است در غیر این صورت چرا باید کسی اورا طرد کند؟ (نور صالحی، 1389 ، ص79)

 1-2-6 اضطراب

   اضطراب از حالت های روانی است و انسان را دچار ناترازمندی روانی و به دنبال آن،کنشهای نا متعادل می نماید.به طور کلی،اهمیت شرایط روانی بیش از شرایط طبیعی است؛زیرا چه بسا اختلال روانی در انسانی که از نظر جسمی سالم است به انزوا یا حذف وی از زندگی اجتماعی بینجامد.(گروه پژوهشی علوم قرانی و حدیث،1388،ص34)

 شرایط استرس زا امکان دارد در هر زمانی در طول زندگی،پیش آیدگاهی اوقات استرس از خود فرد سرچشمه می گیرد مانند زمانی که بیمارویا درگیر شویم –خانواده،منبع دیگر استرس است رفتارها،نیازهاوویژگی های شخصیتی هریک ازاعضای خانواده ممکن است موجب ایجاد استرس در دیگری شود مانند اینکه پدرومادر از هم جدا شوند- جامعه نیز ممکن است منبع استرس باشد مانند مشکلات مربوط به شغل.

(سارافینو،1384،ص 73) 

 اضطراب احساس ناخوشایند و نوعی دلواپسی مبهم است که با چند احساس جسمی مانند احساس خالی شدن سردل ،تپش قلب،بی اشتهایی،میل جبری وناگهانی برای دفع ادرار،بی قراری و میل به حرکت همراه می باشد.(بشیری،1387،ص30)

یکی از رفتارهای رایج بچه های طلاق شگفتی و نگرانی از گزینش یکی از والدین است. به دلیل اینکه پدر و مادر هردو نزدفرزند به یک اندازه محبوب و دوست داشتنی هستند، کودکان از پذیرش یکی از آنان و دوری از دیگری دچار ترس و اضطراب می گردند.

 کودکان در سن 6 تا 8 سالگی معمولا از طلاق پدر و مادر به شدت غمگین می شوند و از متفاوت بودن با هم سن و سالانشان مضطرب می گردند و این اولین مرحله ی پنهان کردن ،تغییر دادن و منحرف کردن احساسات حقیقی است.(ام گری،1386،ص79)

 کودکان خردسال تر طلاق را فقط عاملی می بینند که آنها را از دوستانشان"متمایز"می کند و همین هم به تنهایی می تواند در این مرحله ی مهم رشد اجتماعی موجب اضطراب و ناراحتی آن ها شود اضطرابی که در صورت کنترل نکردن از سوی والدین مطلَقه باعث شکست،ناکامی و مانع فعالیت های عادی وبهنجار می گردد.

 1-2-7 ضعف اعتماد به نفس

 فرزندانی که شاهد خشونت در خانواده بوده اند به این نتیجه رسیده اند که جر و بحث علت جدایی پدر و مادرشان بوده است آن ها احتمالا با این عقیده بزرگ میشوند:

 -به هر قیمتی باید از برخورد و اختلاف دوری کنند

-تلاش در راه حل کردن هیچ مشکلی مفید نیستو جهان به دو دسته ی برندگان و بازندگان تقسیم شده است و فرزند میخواهد به هر قیمتی که شده همیشه برنده باشد و برای به دست اوردن خواسته هایش پافشاری می کند و دوستانش را از دست می دهد

-آزار دیدن از شخص مورد علاقه طبیعی است.(ام گری،1386،ص60)

 هر کس از توانایی های واقعی یا خیالی خود تصوری دارد و بر اساس آن،خود را می بیند و تصویر خویش را می آفریند.این"خودانگاره"تعیین کننده ی حد توانایی افراد است و هر کس بر اساس تصوری که از خود دارد –و نه آنچه واقعا هست –عملمیکند.(اسلامی،1386،ص18)

 بی تردید این کودکان با یکی از موانع جدی اعتماد به نفس ،باورهای ناتوان کننده ای که غالبا بدون دلیل پذیرفته و به درستی آنها ایمان آوردند روبرو می شوند و آن ها را از قله ی استقلال روحی و فرصت برخورداری از روابط  سالم و عاشقانه درآینده به زیر می کشاند.

 2-1 مشکلات آموزشی

بسیاری از زوج های طلاق گرفته ،به دلایل شغلی یا به منظور نزدیک تر بودن به خویشاوندان یا به انگیزه ی یک شروع تازه و نسبتا فارغ از خاطرات تلخ گذشته،منزل جدیدی تهیه کرده و به آن نقل مکان می کنند.تغییر محل سکونت می تواند برای کودک نتایجی مانند تغییر گروه دوستان و تغییر محیط آموزشی را در پی داشته باشد.

  با وجود هر احساسی که فرزندتان نسبت به مدرسه ی قدیمی اش دارد به هر حال موقعیت مشخص و منحصر به فردی را در آنجا داشته است.(شاید او بهترین کتابخوان کلاس بوده) مشکلات رفتن به یک مدرسه ی جدید فقط به خو گرفتن به روش آموزگار تازه ،قوانین جدید کلاس و دوست پیدا کردن از میان 20 یا 30 نفر غریبه محدود نمی شود.ممکن است فرزند شما احساس کند که در مدرسه ی جدیدش از شاگردان دیگر خیلی عقب تر است و این عقب ماندگی او را ناامید و خشمگین سازد.(ام گری،1385،ص146)

 البته همین ناامیدی و اضطراب ناشی از عقب ماندگی می تواند دلیلی بر افت تحصیلی باشد.

  آن دسته از فرزندان طلاق که در سنین مدرسه قرار دارند ،در مقایسه با فرزندان خانواده های سالم با افت تحصیلی بیشتری رو به رو می شوند بعضی از آن ها با معلمان خود درگیری هایی پیدا می کنند و احتمال فرار آنان از مدرسه بیش از دیگران است البته در این مورد نیز بعضی از صاحب نظران معتقدند نباید ساختار خانواده و فقدان یکی از والدین را منشآ اصلی تلقی کنیم بلکه عوامل دیگری مانند روابط ضعیف پدر یا مادر با فرزند،فقدان منابع اقتصادی ،ناسازگاری خانوادگی نقش اساسی را در این خصوص ایفا می کنند.(بستان،1389،ص75)

 نویسنده کتاب بچه های طلاق می نویسد: پژوهش های انجام شده نشان می دهد آسیب پذیری پسرها در مقابل طلاق به مراتب بیش از دختران است. معمولا دو سال طول می کشد تا دختران با محیط جدید سازش پیدا کنند ولی پسرها زمان بیشتری لازم دارند تا سازگاری جدیدی بیابند.پسرها این ناراحتی را به صورت افت تحصیلی ،پرخاشگری،عصیان و دختران با انزوا و غمگین بودن نشان می دهند.(تایبر،1369،ص106)

 2-2 انحرافات اجتماعی

 طلاق سبب گسستن مهر و علاقه والدین می شود والدینی که خود در اثر این گسستگی معمولا تعادلات روحی آن ها بر هم می خورد که کمرنگ شدن نقش پدر و مادری را در بر می گیرد.این گسستگی شامل حال فرزندانی نیز می گردد که در وجود خویش احساسات مختلفی را تجربه می کنند افسردگی ناشی از این احساسات در سنین مختلف با شکل های گوناگون بروز می کند و هر یک برای خلاصی از آن از ابزار ویژه ای استفاده می کنند.

 برخی دختران زیر هفت سال عصبی مزاج می شوند این بچه ها کمال طلب،بیش از حد مراقب رفتار و پاکیزگی هستند.بچه های این سن و سال اغلب اندوهگین و غمگین و افسرده به نظر می رسند و زود به گریه افتاده و زیاده طلب می شوند(شامبیاتی،1385،ص230)

  معمولا فرزندانی که به مدرسه می روند این احساس جدایی را به صورت خشم و درگیری با معلمان نشان می دهند در صورتی که در دوره ی نوجوانی که سن 12 تا 18 سالگی را در بر می گیرد.

 مرحله ی انتقال از دوران طفولیت به دوره جوانی محسوب می گردد.نوجوانان از یک سو محصور در وابستگی های دوران کودکی است و از سوی دیگر گرفتار عدم توانایی های لازم برای حل مشکلات پیچیده زندگی است و این تزلزل فکری و روانی ،حالت پریشانی و ابهام را در او بوجود آورده و آرامش روحی اورا به هم می زند.تردیدی نیست که نوجوانی قبل از نمایان شدن بلوغ آغاز می گردد و مدت ها پس از آن این رشد ادامه می یابد و علت آن است که در تبیین این دوره علاوه بر مشکلات روانی ،پاره ای از مشکلات اجتماعی نیز دخیل است.سال های نوجوانی زمان عصیان و تعارض با قدرت حاکم در مدرسه ،خانه و اجتماع است.(معظمی،1390،ص57)

 با توجه به روحیات این دوره و ایجاد اختلافات در خانواده و قطع ارتباطات عاطفی و مشکلات ایجاد شده برای آن ها نوجوانان تصمیم می گیرند از محیط خانه دور شوند و عاطفه ی گمشده خویش را در خارج از خانه جستجو کنند که زمینه ی بروز رفتار های بزهکارانه در آن ها ایجاد می گردد.

 از نظر برخی روانشناسان بزهکاری نوجوانان تعریفی است که بار حقوقی و اجتماعی دارد یعنی"هر عاملی که مانع رشد سالم کودکان از نظر جسمانی و عاطفی شود ،ممکن است باعث ایجاد یک طرح و الگوی اختلالات عاطفی گردد که همیشه ریشه رفتار های ضد اجتماعی یا محرمانه است این رفتار وقتی از طرف جوانان صورت گیرد بزهکاری نوجوانان خوانده می شود.(معظمی،1390،ص67)

 نویسنده کتاب بزهکاری کودکان و نوجوانان می نویسد:مطالعات نشان می دهد که بزهکاری معضلی محدود به یک کشور خاص نیست محققین دریافته اند بسیاری از عواملی که در پیش درآمد جرایم جوانان است مانند احساس بیگانگی،مشکلات خانوادگی ،شکست تحصیلی،مصرف مواد مخدر ممکن است در بزهکاری جوانان اغلب کشورها نیز نقش داشته باشد در این که کودکان نیز می توانند مرتکب جرایم خشونت بار شوند تردیدی نیست و مشکل این است که این قبیل کودکان به راحتی جذب باندهای تبهکاری می شوند و با آنان همکاری می کنند و یا مرتکب جرایم دیگر از قبیل اخاذی ،تهدید،سرقت،ضرب و جرح و…می شوند.مسامحه و غفلت والدین ،مدرسه و جامعه ،جوانان را به کجروی و انحراف و جرم می کشاند و سهل انگاری بیشتر در قبال اصلاح و تربیت و درمان آنان از آن ها جانیان خطرناک اینده را بوجود می آورد.( معظمی،1390،ص40)

 معمولا بین بزهکاری و زندگی خانوادگی رابطه ای وجود دارد غیبت پدر در بسیاری از خانواده ها می تواند به ظهور پسرانی بیانجامد که در گروه های هم سن و سال خویش در جستجوی الگوی مردانه هستند این گروه ها جایگزین خانواده می شوند و نوجوانان را پناه می دهند، حمایت می کنند و خشونت را به آنان القاء می کند. (معظمی،1390،ص217)

 به نقل از نویسنده کتاب بزهکاری کودکان و نوجوانان :مجرمین کم سن و سالی که بارها در دادگاه های اطفال ظاهر می شوند کودکان بزهکاری هستند که اماده اختلاط و جوشش با جمع افراد هم سنخ خود هستند و در جرایم دسته جمعی یا مصرف مواد مخدر شرکت می کنند نحوه ی زندگی این عده به تدریج که رشد می کنند به نحو قابل توجهی به سمت لذت طلبی سوق می یابد و مشخصه ی ان ،مصرف فراوان مشروبات الکی و بی بند و باری جنسی،کشیدن سیگار و انتخاب شغل های نیمه وقت و کوتاه مدت است.(معظمی،1390،ص 69)

 بسیاری از آسیب ها و معضلات موجود در خانواده ها موجب گسترش بزهکاری در میان کودکان، و نوجوانان و جوانان شده است. فشار های نا مطلوب از قبیل مشکلات مالی و معیشتی فرزندان طلاق که تحت سرپرستی مادران منفرد زندگی می کنند از عوامل موثر برمشکلات کنترل رفتاری فرزندان هستند . (بستان،1389،ص273)

 تکرار و افزایش این فشار ها در زندگی خانواده هایی که فرزندان آن ها دچار مشکلات رفتاری هستند دو تا چهار برابر بیشتر از سایر خانواده هاست.(میرخلیلی ، 1388،ص336)

 محیط خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی در رشد و تربیت کودکان اثر می گذارد یکی از عوامل مهمی که در محیط خانواده بر تربیت صحیح کودک اثر گذار است روابط والدین با کودک می باشد. این حق کودک و تکلیف والدین است تا آن ها را از لحاظ جسمی و روحی تامین کنند و از منجلاب هایی که آینده ی آن ها را تهدید می کند نجات دهند و اهمیت آن در حدی است که در کتاب قانون مدنی به آن اشاره شده است.

 ماده1168:نگاهداری اطفال هم حق وهم تکلیف ابوین است.(قنبری،1374،ص119)

 2-3 سوء استفاده جنسی

 در مرحله ی بلوغ فرد به یک موجو.د اجتماعی تبدیل می گردد.بدن دگرگون می شود،هیجانات غلیان می یابند و دگرگونی در خلق،بحران های متعدد روحی و جنبش ادراکی ذهن همه از وقایعی است که فرد را غیر قابل کنترل می سازد.احساسات جنسی معنای واقعی پیدا می کنند و رشد شناختی – عاطفی به چنان درجه ای می رسد که اندیشه انتزاعی به طور کامل امکان پذیر می گردد.(کریمی،1388،ص31)

  پدر و مادر که بر مسایل خودشان متمرکز هستند توجه و وقت کمتری را به فرزندانشان اختصاص می دهند و در نتیجه ،کودکان بدون سرپرستی و نظارت،به سوی همسالان منحرف تری سوق داده می شوند.بسیاری از فرزندان خانواده های ناارام تا ابتدای سنین بلوغ به گرداب گرفتاری های نوجوانان از جمله رفتار های جنسی زود رس،مواد مخدر و….کشیده می شوند.(گلمن،1388،ص188)

  به نظر می رسد در آن دسته از خانواده های ناتنی که فرزندان ناتنی از دوران خردسالی در کنار فرزندان اصلی رشد می کنند و به سن بلوغ می رسند،احتمال این نوع سوءاستفاده ها تا حدودی کمتر باشد؛اما ان دسته از خانواده های نا تنی که در هنگام نوجوانی فرزندان تشکیل می شوند،بویژه در مواردی که دختر نا تنی در کنار ناپدری یا خواهر نا تنی در کنار برادر ناتنی زندگی می کند با خطرهای بیشتری از این جهت رو به رو هستند بر طبق تحقیقی که درامریکا صورت گرفته ،وجود نا پدری در خانواده،خطر سوء استفاده جنسی او از دختر ناتنی را شش یا هفت برابر افزایش می دهد.(بستان،1389،ص285)

 2-4  مشکلات مالی

 طلاق مشکلات مالی عمده ای برای مادران سرپرست خانواده به بار می آورد به طور طبیعی فرزندان طلاق نیز که تحت سرپرستی مادران منفرد زندگی می کنند ،با مشکلات مالی و معیشتی گوناگون روبرو می شوند. اهمیت این مسئله به حدی است که برخی صاحب نظران معتقدند بسیاری از پیامد های منفی طلاق برای فرزندان ،مانند این که فرزندان پرورش یافته در خانواده های تک سرپرست دوبرابر فرزندانی که با پدر و مادر طبیعی خود زندگی می کنند ، در میزان های رسمی بزهکاری حضور دارند.(بستان،1389،ص273)

 از آن جایی که رفع نیاز های ضروری افراد امری حیاتی می باشد به همین جهت برخی افراد که از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند ممکن است مرتکب عمل دزدی شوند.نیاز هایی همچون غذا،پوشاک،امکانات آموزشی،…از جمله این موارد هستند که فقدان آن به نسبت های متفاوت می تواند رفتار فرد را تحت تاثیر قرار دهند.( مؤلفان،1369،ص221)

 2-5 فروپاشی خانواده و عدم ثبات جامعه

 مفهوم خانواده،درحال تغییر است. خانواده"سنتی “که در ان مرد نان آور خانواده و زن خانه دار است حداقل در مورد نسل جوان مصداق ندارد. اکنون زنان بیش از هر زمان دیگری،در فرآیند اقتصادی نقش دارند با بالا رفتن میزان طلاق نه تنها کودکان طلاق بویژه آن هایی که در خانواده هایی که دارای ویژگی سطوح بالای خصومت و سطوح پایین همکاری هستند احساس می کنند که بین والدین خود “گرفتار"شده اند. احساس گرفتار شدن با رفتارهای منحرفانه بعدی در ارتباط است،بعلاوه احتمال اینکه کودکان طلاق در بزرگسالی با شکست در ازدواج مواجه شوند، بیشتر است که این امر چرخه ای از فروپاشی خانوادگی را ایجاد می نماید.(معظمی،1390،ص217)

 فروپاشی خانواده را می توان"شکستن واحد خانوادگی یا تجربه ی برخی از نقش های اجتماعی دانست به علت آنکه یک یا چند تن از عهده ی انجام تکالیف ناشی از نقش خود آنطور که شایسته است برنیامده اند."(محمودیان،1387،ص80)

 یکی از عواملی که به اعتقاد محققان در ثبات و انسجام خانواده نقش دارد ،حساسیت فرهنگ عمومی نسبت به مسآله طلاق است.جامعه شناسان یکی از عوامل ثبات خانواده در بسیاری از جوامع سنتی را محدودیت های فرهنگی و قانون طلاق،بویژه قبح طلاق در افکار عمومی،کاهش موقعیت فرد طلاق گرفته و در مواردی طرد و انزوای اجتماعی او،فشار های روانی،اجتماعی و اقتصادی پس از طلاق دانسته اند که هر یک به نوعی جایگاه خانواده را در افکار عمومی تثبیت و تحکیم می کند و تا حد زیادی از فروپاشی آن مانع می شود. به هر تقدیر، محدودیت های طلاق با چشم پوشی از مواضع ارزشی و راهبردی دیدگاه های مختلف،می تواند در تثبیت خانواده موثر باشد.(بستان،1389،ص221)

   طلاق تعادل انسان ها را برهم می زند و موجب کاهش و موجب انسجام و یکپارچگی اجتماعی می شود علاوه بر آن،تعادل روحی نیروی انسانی را در تولید و خدمات برهم می زند و موجب بروز پیامد های سهمگینی در حیات اقتصادی جامعه خواهد شد.همچنین طلاق می تواند موجب کم بها شدن خانواده و ارزش های خانوادگی در آن جامعه شود.علاوه بر آن، افزایش میزان طلاق به تدریج قبح اجتماعی آن را کاهش داده است، اعتماد اجتماعی را که از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی است،سلب می کند.(جمعی از نویسندگان،1393،ص169)

 خانواده مهمترین و حساس ترین نهاد اجتماعی است که وجود آن برای نیازمندی های اساسی انسان و بقای جامعه ضرورت تام دارد.در هر دوره و زمانه ای که این نهاد دستخوش ضعف و عدم استواری گردیده ،بنیان های اخلاقی و اجتماعی کل جامعه متزلزل شده وآن جامعه به سوی اضمحلال سوق داده شده است.(خلیلی،1388،ص203)

 به نقل از  نویسنده کتاب مراحل شکل گیری اخلاق در کودک: طبق پیش بینی های انجام شده از جانب سازمان بهداشت جهانی احتمال داده می شود که در طلیعه ی هزاره سوم 50%از فرزندان در خانواده های “تک والدی “به سر برند و نرخ طلاق هفت برابر افزایش یابد.(کریمی،1388،ص15)

 نتیجه گیری

جدایی پدر و مادر یکی از غم انگیز ترین رویداد های زندگی کودکان طلاق می باشد کودکانی که معمولا طراوت و شادابی از چهره آن ها رخت برمی بندد و به جای این که با فراغ بال به یادگیری اصول تربیتی سالم بپردازند ناگزیر فشار های شدیدی را احساس و تحمل می کنند که واکنش آن ها با توجه به سن و سال آنان متفاوت است.ترس،بی خوابی،احساس گناه و …از جمله عواملی هستند که باعث پایین امدن عزت نفس ،روحیه ی پرخاشگری و عصبی مزاجی به شکل های گوناگون می گردد.

اختلالات روحی –روانی اولین ضربه ی خویش را به جسم بچه ها وارد می کند که بر اساس شدت و کمیت این اختلالات تاثیر آن بر جسم متفاوت است. والدین مطلقه اگر با آسیب هایی که طلاق بر کودکان وارد می کند به وبژه آسیب های جسمانی آشنایی می داشتند شاید منطقی تر و آگاهانه تر تصمیم می گرفتند.

بنابر این پیشنهاد می شود که پژوهشگران در زمینه ی تاثیر طلاق بر کودکان به ویژه بعد جسمانی آنان پژوهش های شایانی را به عمل آورند البته این بدان معنا نیست که بعدروحی و روانی مورد غفلت واقع شود بلکه بدان جهت است که برای والدین اشکار تراست و عینیت آن باعث می شود استناد به نحو روشن تری صورت پذیرد.

از سوی دیگر اختلالات رفتاری و قطع ارتباطات عاطفی ، نبود نظارت کافی والدین زمینه ی فرار کودکان را از مدرسه و خانه ایجاد می کند که در پی آن کودکان در گرداب رفتار های بزهکارانه ای چون سرقت ، روی آوردن به مواد مخدر،سوء استفاده جنسی و…می افتندو باعث افزایش هزینه های اجتماعی و در نهایت عدم ثبات جامعه می گردد.

   لذا بر اساس مطالعات انجام شده پیشنهاد می شود پژوهشگران جامعه اسلامی در این زمینه تحقیقات میدانی مفصل تری انجام دهند به جای اتکای صرف به پژوهش های بیگانگان از نکات مثبت آن تحقیقات بهره برند و هم خود به تحقیق و پژوهش در این زمینه بپردازند زیرا پژوهش های مبتنی بر آموزه های دینی ناب و ارزش های موجود در سیره ی معصومین (ع) به انان کمک خواهد کرد به نحو شایسته تری این امور را به جامعه منعکس سازند.

از سوی دیگر با تبعیت از این اصل عقلایی که پیشگیری بهتر است از درمان پیشنهاد می شود مسئولان محتذم قوه مقننه و مجریه وسایر نهادهای صلاحیت دار هزینه هایی که پیامدهای طلاق بر جامعه تحمیل می کند از قبیل درمان بیماری های روحی ،روانی ،جسمانی ،جمع آوری کودکان طلاق وخیابانی و… به گونه ای مدیریت کنند تا در زمینه افزایش آگاهی خانواده از عواقب طلاق ،به کار گرفته شود . لذا  بهترین روش ،دعوت از مبلغان پژوهشگر و صاحب نظر در این امر می باشد که با در نظر گرفتن بودجه لازم برای آنها محقق خواهد شد .

منابع و ماخذ

1-اسلامی،سید حسن،اعتماد بنفس،امام خمینی،تهران،پنجم،1386

2-ام گری،نیومن،دعوای پدر و مادر،فرود،فرناز،صابرین،تهران،دوم،1386

3-ام گری ،نیومن،فرزندان طلاق از نوزاد تا هفده ساله،فرود،فرناز،صابرین،تهران،دوم،1386

4-احمدی زارع،حیدر،نیازهای تغذیه دختران،یاران علوی،تهران،دوم،1388

5-ام گری ،نیومن،یک دل و خانه ،فرود،فرناز،صابرین،تهران،دوم،1387

6-بستان،حسین،اسلام و جامعه شناسی خانواده،حوزه ودانشگاه،قم ،1389

7-بشیری،ابوالقاسم،اختلالات رفتاری،معارف،قم،اول،1387

8-بختیاری،رعنا،اصول و مبانی روانشناسی و آداب معاشرت،مبنای خرد،تهران،اول،1388

9-تایبر،بچه های طلاق،تمدن،توران دخت،روشنگران،تهران،اول،1369

10-جمعی از نویسندگان،دانش خانواده و جمعیت،معارف،قم،بیست و دوم،1393

11-راس.دی ،پارک،مهر پدری از دیدگاه روانشناسی،زمردیان،زهرا،بعثت،بیجا،اول،1379

12-سارا فینو،ادوارد پ،روانشناسی سلامت،گروهی از مترجمان،رشد،تهران،اول ،1384

13-سیرز،ویلیام،کلیدهای تربیت کودکان،مرتضوی،ربابه،صابرین،تهران،نهم،1389

14-شام بیاتی،هوشنگ،بزهکاری اطفال ونوجوانان،مجد،تهران،چهاردهم،1385

15-شهید ثانی ،شرح اللمعه،شیروانی،علی،دارالعلم،قم،دهم،1390

16-قنبری،سکینه،قانون مدنی،اداره چاپ و انتشارات،تهران،اول،1374

17-غلامی،یوسف،اخلاق ورفتارهای جنسی،معارف،تهران،چهاردهم،1387

18-کلرودپن،روانشناسی ناکامی در زندگی زناشویی و تاثیر آن بر فرزندان،جوادی،محمد،ماهی طلائی ،تهران،1385

19-کریمی،عبدالعظیم،مراحل شکل گیری اخلاق در کودک،عابد،تهران،دوم،1388

20-کارل فیتنر،پاتریک،مقابله باافسردگی کودکان و نوجوانان،مثال آذر،ایرج،پنجره،تهران،اول،1387

21-گاتمن ،جان،پرورش هوش هیجانی در کودکان،بلوچ،حمید رضا ،رشد،تهران،اول،1389

22-گلمن،دانیل،کلید های پرورش هوش عاطفی در کودکان و نوجوانان، فرود،فرناز،صابرین،تهران،دوم،1388

23-گروه پژوهشی علوم قرانی و حدیث ، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه هایاسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی،مشهد،سوم،1388

24- معین،محمد،فرهنگ معین، امیر کبیر، تهران،نهم،1375

25- معظمی ،شهلا،بزهکاری کودکان و نوجوانان،دادگستر،تهران،پنجم،1390

26-میرخلیلی،محمود،پیش گیری وضعی از بزهکاری، فرهنگ و اندیشه ی اسلامی،تهران،اول،1388

27-مولفان،روانشناسی تربیتی،تربیت معلم،تهران،بی جا،1369

28-وفایی،اکرم،کودک مرواریدی در صدف زندگی،منشور وحی،قم،اول،1387

29-هیئت مؤلفان،روان شناسی عمومی،قلم داور،تهران،سوم،1389

30-هاوک،پل،چگونه از خواسته های بر حق خود دفاع کنیم،نورصالحی،شهره،پیدایش،تهران،دوم،1389

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مقاله
   سه شنبه 30 خرداد 1396نظر دهید »

عنوان مقاله :عالم برزخ از دیدگاه قرآن و حدیث

 

محقق:راضیه دادی زاده( فارغ التحصیل سطح2)

 چکیده

اين مطالعه با هدف «شناسايي عالم برزخ از ديدگاه قرآن و حديث» انجام گرفته واز نوع تحقيقات توصيفي و روش بكار رفته در اين مطالعه اسنادي كتابخانه اي است.هنگامی که مرگ  انسان را فرا می گیرد روحش از بدنش جدا و وارد عالم برزخ می گردد، در آن جا به حیات برزخی ادامه می دهد تا زمانی که قیامت فرا رسد.برزخ در اصطلاح اسلامی گذرگاهی است که خداوند بین زندگی دنیا وآخرت قرار داده است .عالم برزخ عالمی مثالی است .شاید یکی از فلسفه های وجود عالم برزخ تفاوت کامل دنیا وآخرت باشد به همین دلیل وجود یک عالم حد فاصل امری ضروری است .وضعیت انسان در عالم برزخ بر اساس اعمال او شکل می گیرد .از ویژگی های عالم برزخ می توان به دیدار از اهل خانواده در دنیا،امکان یادگیری وتعلیم وتعلم ،شفاعت پیامبر (ص) وامامان ،ملاقات اموات دیگر و… اشاره کرد.

 

کلید واژه ها:

 مرگ، برزخ، قیامت، رجوع

 

 

 

مقدمه

یکی از ارکان مهم مذهب اسلام، اعتقاد به معاد و جهان آخرت می باشد. مسئله­ی معاد و جهان پس از مرگ از نظر اهمیت، بعد از مسئله­ی توحید، مهم ترین مسئلة دینی و اسلامی است. پیغمبران آمده اند برای این که مردم را به این دو حقیقت معتقد کنند: یکی به خدا (مبدأ) و دیگری به قیامت (معاد).

جهان بعد از مرگ و مراتب آن چیزی است که برای یک مسلمان ایمان و اعتقاد به آن لازم است، چرا که از ضروریات دین اسلام است. از طرفی دیگر زندگی این دنیا و جهان دیگر به هم وابسته و پیوسته است. انسان در آن دنیا چنان است که این جا، خودش را بسازد؛ این جا اگر خودش را کامل بسازد آن جا کامل است، اگر ناقص بسازد، ناقص است. اساساً نظام آن جا با نظام این جا فرق می کند، هر کسی در وضع خودش است بدون آن که تأثیری در وضع دیگری داشته باشد. در این تحقیق ما بر آن هستیم تا در مورد عالم برزخ صحبت کنیم .

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2


موضوعات: مقاله
   دوشنبه 29 خرداد 1396نظر دهید »

 

 

عنوان:نقش رسانه در ارتقای سطح فرهنگ جامعه      

محقق:زهرا زوری(فارغ التحصیل سطح2)

 

چکیده

پژوهش حاضر باهدف تبیین اصول محتوایی رسانه در ارتقای سطح فرهنگ جامعه به روش کتابخانه ای وباابزار فیش انجام شده است.

امروزه رسانه ها تعریف گسترده ای پیدا کرده اند وفقط منحصر به تلویزیون ورادیو وروزنامه ومجله و…نیست ومعنای رساندن است وبه آن دسته از وسایلی گفته می شود که انتقال دهنده فرهنگ وافکار عده ای باشد.

نقش رسانه در توسعه نقشی بی بدیل است وبه هیچ وجه بدون حضور رسانه نمی توان به توسعه همه جانبه دست یافت.

برای تاثیر هرچه بیشتر رسانه ها،نیروی انسانی فعال ومتعهدبارزترین ومهمترین عنصر است که تااین عنصر مهمبه خوبی تربیت،تجهیز وتامین نگردد نمی توان به نقش رسانه ها چندان امیدوار بود.از اصول محتوایی رسانه در ارتقای سطح فرمنگ جامعه می توان به حق محوری ،دفاع ازارزشها،تقویت تعهد دینی ،توجه به درد ها ونیازهای مردم،تلاش جهت تاثیر مثبت برجامعه پذیری و…اشاره کرد.ازجمله آسیب های رسانه در رابطه بافرهنگ جامعه عبارتند از:دروغ پراکنی وچاپلوسی وتملق ،تخریب وتمسخر،تضعیف غیرت دینی ودین مداری،القای یاس وناامیدی،جایگزینی ارزشهای دینی خانواده با فرهنگ غربی ،ترویج برخی منکرات ،کمبود محبت وتربیت نسلی بی بندوبارو…

رسانه هابا فرهنگ سازی صحیح وبا خلق روحیه پرسشگری ونقد در آحاد جامعه،می توانند روح نخبگی رادر بطن جامعه بدمندوفرهنگ گله مندی به فرهنگ پرسشگری ونقد تبدیل کنند.

واژگان کلیدی:

رسانه،فرهنگ،ارتباطات،جامعه

مقدمه:

از آغاز شکل گیری و توسعه وسایل جدید ارتباط جمعی مسئله آثار اجتماعی و فرهنگی رسانه ها به طور جدی از دل مشغولی های انسان معاصر بوده است.

در این میان رسانه های ارتباط جمعی در عصر امروز نقش کلیدی در تعیین سرنوشت توسعه کشور ها محسوب می شود و این وسایل منشاء بسیاری از تحولات معاصر،راهنما و کنترل کنند.جریان ها و تحولات در جهان به حساب می آیند.      

ما در عصری زندگی می کنیم که،تغییر و تحول به صورت یک امر عادی تلقی می شود و مشاهده می کنیم که دنیا به سمت و سوی دهکده جهانی و در هم ریختن نظام ها و سازمان های ملی در عین حال جوانه زدن چالش ها و بحران های جدید در عرصه های  سیاست،فرهنگ،اقتصاد،امنیت و… است.

به عقیده برخی صاحب نظران،رسانه های گروهی فاصله مکانی را از بین می برد و مانند یک روستا همه مردم از واقعه ای که در گوشه ای از جهان رخ می دهد،مطلع می شوند.    از این رو،شناخت رابطه،میزان و حدود ارتباطات وسایل ارتباط جمعی با حوادث و تحولات جهانی،امر لازم و ضروری پنداشته می شود و به این خاطر دانشمندان بسیاری در این رابطه تحقیقات و برسی های قابل توجهی را انجام داده اند،ولی با این حال،به دلیل گستردگی حوزه تسلط رسانه های جمعی در جوامع امروزی و نیز برخورداری این پدیده از ویژگی سیال بودن و حرکت پویا مدارانه،لازم است که همگام با رشد و تکامل تکنولوژیکی و محتوای رسانه های ارتباط جمعی در ابعاد مختلف،کار کرد آنها،به ویژه نقش آنها در تحولات توسعه فرهنگی،مطالعات بیشتری صورت بگیرد.

شناخت کاربرد و عمل کرد رسانه های ارتباط جمعی در جامعه و نقشی که آنها در جوامع بشری به عهده دارند،امر بسیار مهم است و از طریق شناخت تاثیر گذاری ها و کارکرد های خواسته رسانه های ارتباط جمعی،به طرح برنامه های مؤثری برای استفاده مطلوب و عقلانی از این تکنولوژی پرداخت و در عین حال از اشتباهات و انحرافات که در جریان ارایه کارکرد رسانه ها به خورد شهروندان و جامعه داده می شود،پر هیز کرد،ارایه راهکار ها و طرح های مناسب،جهت سالم ساختن و افزایش نقش های مثبت و سازنده رسانه های جمعی در حرکت مطلوب جامعه،نیازمند شناخت عمیق وسایل ارتباط جمعی و حوزه کارکرد آنها در تحولات و فرایند تاریخی و زمانی است.

بر همین اساس با توجه به نقش تاثیر گذار رسانه ها بر تمامی اعضای جامعه و بویژه نسل های کنونی این پژوهش به برسی و تبیین نقش رسانه ها به عنوان یکی از دستگاه های فراگیر و گسترده در انتقال محتوای فرهنگی و اتقال ارزشها و هنجار ها و تأثیر آنها در شکل گیری این پدیده ها پرداخته است.

1-تعریف فرهنگ:

کلمه فرهنگ مرکب ازدوجز«فر»و«هنگ» به معنی «کشیدن»و نیز «تعلیم و تربیت»است.(معین ،1386، 3،1165)ودر اصطلاح آن مجموع کلیتی که در برگیرنده دانش،باور،هنر،اخلاقیات،قانون،سنت،و هر قابلیت و عادت دیگری است که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب میکند.(تامس،1369، 19)

فرهنگ وجه مشترک در تمامی تجملات است با این همه از جمله مفاهیمی است که راحت تن به تعریف پذیری نمی دهد.این امر از سرشت فرهنگ ناشی می شود که قالب ناپذیر است و مشکل در ظرفی می گنجد.

 سرشت فرهنگی از جنس«فهم»است،«فهم مشترک» یعنی کثیری از افراد انسانی که در یکان اجتماعی معینی مرز بندی و مشخص می شوند،چگونه می فهمند.فهم مشترک آنها از رویدادها،چه تفاوتی با فهم مشترک اعضای یکان های اجتماعی دیگر دارد. به مثال شاید بتوان گفت:بحری است که در کوزه در می آید.

 نسبت چنین درون مایه ای با پدیدهای که سیال،شکل ناپذیر است و پیوسته در تلاطم و شکوفایی هستند بیشتر است، تا پدیده هایی که تصلب وتحجر می پذیرند.(عزبدفتری،1380، 9)

فرهنگ،در زندگی انسان، نقش تعیین کننده ای دارد،زیرا یکی از وجه ممیز انسان از سایر موجودات زنده «فرهنگ»است. (تامس،1369، 15)

رفتار های مختلف و انگیزه های گوناگون بشر،همیشه تحت تاثیر فرهنگ قرار داشته است،و به هر اندازه مایه های فرهنگی فرهنگ،عمیق تر،جامع تر و هماهنگی آن با خواسته های طبیعی و فطرت انسان، بیشتر باشد نفوذ و تاثیر گسترده تری خواهد داشت.(استفانی،1379، 67)

2-مقوله های فرهنگ:

فرهنگ، مقوله ای دو بعدی است:مادی و معنوی. بعد مادی فرهنگ عموماً در شکل و شمایل اشیاء مادی مانند تابلوهای نقاشی ،معماری ساختمان،رنگ و شکل دوخت لباس،آرایش لوازم منزل   و… ظهور پیدا می کند،ودر بعد معنوی،به گونه افکار،عقاید و جریان های عاطفی ظاهر می شود.(تقوی،1384، 15)

روابط میان انسان ها و آداب و معاشرت با هم نوعان بر اساس معیار های  فرهنگی مورد قبول شکل  میگیرد.

فرهنگ ها، در مسیر تاریخ،با یکدیگر تلاقی می کنند،مبادلات فرهنگی در تلاقی فرهنگ ها انجام می شود، و از همین نقطه  بر فرهنگی تاثیر می گذارد و از فرهنگ مقابل تاثیر می پذیرد.معمولاً فرهنگ های غنی و قدرتمند،در صدد حذف فرهنگ های ضعیف بر می آیند و هرگاه جنگی بین دو فرهنگ اتفاق بیفتد، فرهنگی شکست می خورد که از مقابله با فرهنگ مهاجم عاجز است.(اسحاقی،1387، 35)

1هر فرهنگ بر محور اصولی شکل می گیرد،چنان که فرهنگ اسلامی بر اصول ایمان به مبدأ ومعاد،نبوت و امامت ، اعتقاد به وحی،عبودیت و بندگی خدا،عدالت،اخوت و برادری و…استوار است و فرهنگ غرب بر اصولی چون اومانیسم،سکولاریسم،لیبرالیسم،راسیونالیسمو…بنا شده است .(مبلغان ،شماره196، 47)

فرهنگ اسلامی ، به فرهنگی می گویند که لباس اسلام به تن کرده باشد و در هر زمان و مکان،ودر هر شرایطی مضمون و محتوای اسلامی را به نمایش بگذارد.(تقوی،1384، 78)

در فرهنگ اسلامی،توکل به خدا ارزش است و کسی که خدا را داشته باشد هرگز دچار ترس و وحشت نمی شود.در این فرهنگ ،به انسان ها به خاطر ملیت،زبان و یا رنگ پوست نه امتیازی می دهند و نه تحقیر می شوند و نگاه فرهنگ اسلامی به مردم این است که آنها یا مسلمانند و هم کیش و یا انسانند و هم نوع .(عزبدفتری ، 1380،111)

3-تعریف رسانه:

رسانه در لغت به معنای رساندن است و به آن دسته از وسایلی گفته می شود که انتقال دهنده فرهنگ ها و افکار عده ای باشد.(مشیری،1389، 205)

رسانه از تمدن های جدید بوجود آمده و مورد توجه است.اکنون آن چه که مصداق این تعریف است وسایلی مانند:روزنامه ها،مجلات،رادیو تلوزیون،ماهواره،اینترنت،و… می باشد و رسانه ها در نوع آموزش آن به کلیه امکاناتی گفته می شود که می توانند شرایطی را در محیط آموزشی بوجود آوردند که تحت آن شرایط،فراگیران،اطلاعات،رفتار و مهارت های جدیدی را با درک کامل به دست آوردند.(ساعی،1384، 126)

رسانه ها بستر و مجاری طبیعی تهیه و توزیع اطلاعات در جامعه برای شهر وندان هستند و موجب می شوند که نیروهای اجتماعی ضمن وقوف و آگاهی به حقوق خویش،سهم خود را از قدرت طلب نمایند.

ویژگی اصلی رسانه ها،همه جا بودن آن هاست.رسانه ها امری فراگیرند،آنها می توانند یک کلاس بی دیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند.

رسانه ها وظیفه حراست از محیط را بر عهده دارند،آنها باید همبستگی کلی را بین افراد جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را بر عهده دارند.(باقی ،1379،74)

 در اهمیت رسانه ها این نکته کفایت می کند که در پرتو آگاهی دهی آنها،موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و زمین با وسعت زیاد و میلیارد ها نفر به وسیله رسانه ها باهم مرتبط شده اند و بسیار ساده می توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را به دست آورند.(دانسی،1387، 19)
4-کارکرد رسانه ها:

رسانه ها در شرایط کنونی یکی از مهم ترین دستاوردهای پیشرفت بشری و یکی از با ارزش ترین وسایل آگاهی رسانی همگانی هستند که پیوسته و با سرعت سر سام آوری به دلیل جایگاه و اهمیت کلیدی و طبق نیازمندی متقاضیان در حال گسترش و فرا گیری اند.

رسانه ها هم حرکت و پویایی و سرزندگی را تقوییت و تولید می کنند و هم رخوت و تنبلی و سستی؛ازیک سو احساس های عاطفی،محبت و صداقت را بر می انگیزند و از سوی دیگر احساس زشتی ،دشمنی ، بی اعتمادی،دروغ،خشونت را زنده می کنند، این کارکرد به طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی-رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می شود.

وظایف خبری و آموزشی نیز یکی دیگر از کارکرد رسانه هاست.مثلا با دیدن فیلم های مربوط به زندگی جوانان امروز عقیده شخصی فرد نسبت به اخلاق وشرایط زندگی جوانان دگرگون  می شود وحتی ممکن است در خود گرایش به زندگی آشفته جوانان امروز را احساس کند.(فصل نامه مطالعات ملی،سال پنجم،ویژه هویت، 258)

نقش وسایل ارتباط جمعی علاوه بر اینکه شامل فرهنگ سازی،آموزش،اطلاع رسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی می شود،بر قراری ارتباط پویا و زنده با پیام گیران، حفظ تنوع و تازگی در تولید فرهنگی،فکری،سیاسی و عرضه اندیشه های نوین نیز از مهم ترین نقش و کار کردهای وسایل ارتباط جمعی است که در صورت عدم رعایت آنها،جامعه باید بهای گزافی را بپردازد.

و این در شرایطی است که جهان خواسته و نا خواسته در گیر و دار شگفت انگیز ترین دگر گونی ها قرار گرفته است و در این دگرگونی ، وسایل ارتباط جمع سهم بسزایی ایفا می کنند، آن چه در این جا مفید فایده است،آگاهی و هوشمندی  در کار برد ابزار نوین ارتباطی و روش های جدید در بستری از نیاز های واقعی و ارزش ها و باورهای مردم یک جامعه است.

نقش ظاهری وسایل ارتباط جمعی در صورتی می تواند به نقشی پایا و پویا در گسترش آموزش های لازم و هضم اطلاعات مفید، ضروری به حساب آید که با شناخت نقش ها و کار کردهای واقعی آنها و با برنامه ریزی و مدیریتی هوشمندانه ، در خدمت نظام اجتماعی در آید.(بصیریان ، 1391،73)

5-کار کرد رسانه ها به عنوان منتقل کننده فرهنگ:

یکی دیگر از کارکردهای رسانه ها، انتقال اطلاعات،ارزش ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر می باشد.بدین وسیله رسانه ها به یگانگی و انسجام اجتماعی و گسترش آن کمک می کنند و اساس تجربیات مشترک را توسعه می دهند.

رسانه ها،هم چنین به یکپارچه کردن افراد با جامعه کمک می رسانند و به جامعه پذیری آنها،پس از آموزش رسمی و سال ها قبل از نقش مهمی باز می کنند.(حسینی ،1383،79)

صاحبنظران معتقدند که رسانه ها با ایفای چنین نقشی، با شناسندن فرد به جامعه به کاهش احساس یگانی یا احساس بی ریشه گی دراو مساعدت می کنند، ولی با این وجود، در بعضی از تحقیقات به این نکته اشاره شده است که رسانه ها به واسطه طبیعت غیر شخصی خود به غیر شخصی شدن روابط در جامعه کمک می کنند که به نوبه خود نوعی سو کارکرد محسوب می شود،به عبارت دیگر، رسانه ها به روابط بین افراد در جامعه اثر می گذارند و بر چنین روابطی تحمیل می شوند و تماس های فردی را در ارتباط اجتماعی به حداقل کاهش می دهند.(همان ،83)

رسانه های همگانی متهم شده اند که تفاوت های موجود بین زیرمجموعه های فرهنگی را کمرنگ کنند و سبب گسترش جامعه توده می شوند.

این موضوع به نوبه خود هم چنین موجب هم شکلی در رفتار همگانی می شوند و باعث می شوند که مانند دیگران رفتار کنند، هرچه بیشتر مثل یکدیگر سخن بگویند،مانند هم لباس بپوشند،مانند هم فکر کنند و مانند هم عمل کرده و عکس العمل نشان دهند، مردمی که تحت تاثیر رسانه ها قرار دارند،مدل های رفتاری رسانه ها قرار دارند،مدل های رفتاری رسانه ها را که تلقین می شود به آسانی می پذیرند و در نتیجه مانع از رشد فرهنگی می شوند.(کیا،1391، 79)

اصول محتوایی رسانه در ارتقای سطح فرهنگ جامعه

رسانه ها از نظر تکنولوژی،هرکدام دارای مزیت ها و معایب نسبی اند و ضرورتاً پیامد هایی را به همراه دارند که می توانند در « فرهنگ جامعه » نقش اصلاحی یا افسادی داشته باشند.

این پیامد ها که  از لوازم به کارگیری آنهاست و تا اندازه ای قابل کنترل اند.اما باید توجه داشت که نقش فناوری رسانه به اینجا ختم نمی شود و عمده ترین پیامد های رسانه ها به بُعد محتوایی و عملکرد تولید کنندگان، توزیع کنندگان و مصرف کنندگان محتوای آنها بر می گردد.

زیرا « وسایل ارتباط جمعی » مولد و محصول اندیشه انسان اند،از این رو،منبعث از جامعه و متاثر از آن می باشد و به حسب طرز استفاده می توانند سالم،آرام بخش یا مضر و انحراف انگیز باشد،در عین حالی که پدیده های بی جان و منفعلی نیستند،می توانند ساخت و سازمان بپذیرند و با هر ساخت و سازمان،میزان تاثیر شان متفاوت باشد.(ساروخانی ، 1386،73)

وقتی انسان به عنوان فرستنده و یا دریافت کننده پیام از این تکنولوژی بهره می گیرد،قادر است هر نوع پیامی را در هر زمان و مکان،به هر میزان و برای هر کس که اراده کند،ارسال و یا از او دریافت کند.

در نتیجه افراد علی رغم تفاوت های سنی،علمی،استعدادی،فرهنگی و … به نوعی همسطحی و تشابه معلوماتی می رسند که پیامد های فراوانی را مانند دگرگونی معنایی و کاهش آگاهی دارد.(محسنیان راد،1382، 162)

در دو سوی فرایند تولید و دریافت پیام،عنصر انسان نقش محوری دارد،در فرایند تولید و در پخش رسانه ای،الزاماً با افراد و گروهایی مواجه می شویم که به صورت مستقیم و غیر مستقیم در تولید و پخش و کیفیت تولیدات رسانه ای تاثیر گذارند و سازمان نمی تواند بدون لحاظ آنها ماموریت خود را انجام دهد،این افراد و گروه ها عبارتنداز:  ذینفعان سازمان های رسانه ای،یعنی نخبگان،مسئولان،کارگزاران و مخاطبان.(صادقی ،بی تا،126)

شهید آوینی می گوید:«هر فیلم ساز،ناگزیر وقایع فیلم خود را آن چنان ایجاد می کند که خود می پسندد،یعنی خواه و ناخواه این معتقدات اوست که در فیلم ظاهر می گردد و معرفت او در جهان اطرف خویش در سیر داستانی فیلم و هویت «پرسوناژ» ها ظهور و بروز می یابد جز این است؟در نزد فیلم ساز مومن،وقایع و حوادث،محقق اراده حق و مشیت مطلق او هستند و اسباب و علل آن،چنان که از این الفاظ برمی آید، وسائطی هستند که حقیقت جهان از طریق آنها ظاهر می گردد».(آوینی ،1373، 16)

انسان موجودی گزینشگر است و بر اساس نیاز،انگیزه و ارزش های مورد نظر خود،به هرکاری اقدام می کند.عوامل اصلی تعیین گزینشگری در کل رسانه ها را نسبت به مخاطب می توان چنین بر شمرد:                                                           پیش زمینه و محیط اجتماعی،مشخصه های فردی،شامل:سن،جنسیت،موقیعت خانوادگی،شغلی،تحصیلی،سطح در آمد،نیاز های رسانه مدارانه،سلیقه ها و رجحان های شخصی،مثل:                                                                                     ژانر ها،قالب ها یا محتوا ی خاص،عادت عمومی،زمینه خاص استفاده،بحث و اقبال،که به صورت اتفاقی پیش می آید و غالباً نقشی در قرار گرفتن در معرفی رسانه ها دارد.(هک کوایل،1380، 113)

در زیر به بحثی از اصول محتوایی رسانه در ارتقای سطح فرهنگ جامعه اشاره می شود:

1-حق محوری:

رسانه از نگاه دینی و قرآنی باید در محتوا و هدف،حق محور و عدالت مدار باشد.عظیم ترین رسانه دینی ما قرآن کریم،خود دارای این ویژگی است:چنانکه در قرآن می خوانیم:

«لا یا تیه الباطلُ مِن بینِ یدیه و لامِن خلفهِ تنزیلُ مِن حکیم حمید:باطل از پیش رویش و از پشتش در آن راه ندارد و فرو فرستاده شده ای از سوی حکیم ستوده است»(فصلت ،42)

 ودر جای دیگر می فرماید :

«ذلِکَ نَتلوُهُ علیکَ مِنَ الایاتِ وَ الذّکِر حکیم:اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت آمیز بر تو می خوانیم.»(آل عمران،58)

هدف قرآن نیز حق است و بر اساس آن به طراحی،تبلیغ،موعظه،ابلاغ،انذار،تبشیر و…می پردازد و از همه ابراز های رسانه ای و شیوه های بلاغ در مسیر آن هدف بهره می گیرد.

اگر رسانه دینی در هدف و محتوا « حق محور» باشد نوبت به آن می رسد که در شیوه ها و ابزار ها هم حق را مقدم بدارد و با استحکام،اتقان و استدلال در عرصه خبر رسانه ،خبر سازی و… گام بردارد.در این صورت،رسانه توان هدایتگری خود را بدون آسیب،به ظهور خواهد رساند.(اسماعیلی،1384، 64)

قرآن کریم از این جهت که دارای استحکام،برحق بودن و اتقان است،فاقد هر نوع نقطه ضعف در امر هدایتگری است.اگر محتوای رسانه ها بر مدار حق باشد،هیچ منطقی در برابر آن تاب مقاومت نخواهد داشت و بلکه سر تسلیم فرود خواهد آورد اگر استواری و سدید بودن قرآن،به دلیل«برحق بودن»آن باشد،پس رسانه های دینی نیز در هر عصری که تداوم بخش مسیر قرآنی اند،باید واجد این ویژگی باشند:(همان)

«یا ایها الذینَ امنوا اتّقُو اللهَ و قولولاً سدیداً:ای اهل ایمان متقی و خدا ترس باشید و سخن استوار بگویید.»(احزاب ،70)

برحق بودن استدلالی بودن محتوای رسانه دینی،باعث می شود تا بتواند رسانه های رقیب و انحراف گستر را به مبارزه بطلبد ومخاطبان هم میتوانند با آگاهی یافتن از محتوای همه رسانه ها،به «رسانه دینی»یقین و اعتماد کنند.

به این ترتیب،رسانه دین مدار نیازی به استفاده از ابزار ها و شیوه های غیر متقن و غیر حق ندارد.و استفاده از شیوه های تبلیغی نادرستی چون:                                           انواع مغالطات،غوغا سالاری مطبوعاتی،ایجاد فضاهای روانی مجازی،قلب واقیعت ها و واژگون نمایی حوادث،تحلیل های غلط و غرض آلوده و ده ها حقه مطبوعاتی و رسانه ای ،از نشانه های رسانه هایی است که بر محور دین نیستند.(شاه محمدی،1388، 3)

مشکل اصلی زمانی پیش می آید که اهدافی مخالف حق و عدالت طراحی می گردد و آن گاه رسانه به عنوان ابزار رسیدن به آن یا تسهیل کننده وصول به این اهداف،مورد توجه قرار گیرد،مانند آنچه امروز به انم «جنگ نرم» مطرح می شود و رسانه ها قبل از تهاجم نظامی،یا هجوم خبری،فرهنگی و… عقبه های کشور های دیگر را سست و ناپایدار می سازند. ن ندارد آن راه ندارد و فرو فرساتاده شده ای از سوی حکیم ستود

اما اگر رسانه ای محوریت دین را بپذیرد،از این آسیب در امان خواهند ماند استفاده ابزاری گاه با کتمان اخبار و وقایع،زمانی با «جهت دهی به آن»یا مبالغه،کم اهمیت جلوه دادن،پنهان کردن واقیعت در لایه های خبری و…صورت می گیرد.(همان،49)

2-دفاع از ارزشها:

رسانه دینی،بهترین ابزار دفاع علمی و تبلیغی از ساحت ارزش هاست،تعهد های دین محورانه رسانه دینی، اقتضا می کند دفاع از دین را اصل قرار دهد و در این مسیر از غیر خداوند و اهمه ای به خود راه ندهد.

این سخن به معنای بی تدبیری نیست،بلکه منظور حفظ هویت دفاعی رسانه های دینی در هر شرایط  است:

منشإ وسر آغاز ترک سنگر بانی از دین را باید همین «ترس از غیر خدا» و «ملا خطات غیر الهی» دانست که صاحبان رسانه ها را به گزینش راه هایی غیر الهی وامی دارد تا منافع زود گذر را از دست ندهد،یا تهدید های واهی را پشت سر گذارند.

از این رو،دربرابر شبهات و هجوم ها علیه دین،نهایت لطفی که میکنند،«سکوت» است،حال آن که این رویکرد،غضب الهی را درپی دارد.(فرهنگ کوثر،شماره 76، 65)

دفاع رسانه ای از دین ، می تواند به افشای روش کار مفسدان منجر شود حال آنکه سکوت و محافظه کاری،راه های ظلالت را را پنهان می دارد وجامعه را در ضلات و گمراهی و می نهد.

دفاع از ارزش ها به عنوان رسالت محتوایی رسانه ها،برخاسته از همان ولایتی است که بر اساس آن،مومنان همدیگر را به ارزش ها فرمان می دهند و از ضد ارزش ها باز می دارند و امروزه مطبوعات و رسانه ها از مهمترین ابزار های اعمال این ولایت هستند، جبهه باطل نیز رسانه های ضد دینی دقیقاً همین پیوستگی را دارند و زنجیروار محتوای باطل خود را با هماهنگی و حمایت یکدیگر تبلیغ و ترویج می کنند.

حاصل اینکه رسانه دینی از حق نظارت الهی خود در مسیر دفاع از ارزش ها نباید غافل شود و مسلم است که هر حقی،وظیفه ای هم به دنبال دارد.(طهماسبی ،1381، 180)

گسترده ارزش ها به عبادات خاصی منحصر نیست،بلکه تمام ابعاد اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی را شامل می شود و « رسانه دین محور» بر اساس عمومیت وجوب امر به معروف و نهی از منکر،حق نظارت و دفاع از همه این ابعاد را دارد.

به این ترتیب،حتی رسانه های تخصصی که در حوضه هایی چون،ورزش،اقتصاد،سیاست و…فعالیت می کنند،نمی توانند خود را فارغ از این وظیفه بدانند و در حوزه های تخصص خود،به شیوه سکولاری با ارزش های اسلامی برخورد کنند.

این عرصه را باید عرصه پیکار مجاهدان رسانه ای دانست و رسانه دینی در مسیر دفاع از دین،به سبب اتهام ها و غوغا سالاری های رسانه ای،عرصه را خالی نمی کنند و مقاوم و پایدار و هوشمندانه و با شیوه ای حرفه ای،خواسته خود را به کرسی می نشاند.( فرهنگ کوثر،شماره 76، 71)

3-طاغوت ستیزی:

از اصول حکام بر محتوای رسانه دینی محور،طاغوت ستیزی آن است.از وقتی قرآن کریم وظیفه طاغوت ستیزی پیامبران را یاد آوری می کند از واژه«رسول»استفاده می کند،«ولقد بَعَثنا فِی کلٌ أمٌهٍ رسولا أن اعبدُ و الله وَ اجتنبوا الطلاغوت…:و در هر امتی همانا رسولی بر انگیختیم که خدا را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید.»(نحل،36)

رسالت رسانه ها در مبارزه دائمی با طاغوت ها و طغیان گران علیه دین و قرآن،در کدام امام و رهبری جلوه بارز تری دارد.

امام خمینی به رویکرد طاغوت ستایی و همنوایی رسانه ها با طاغوتیان،اشاره می کند و می فرماید:

«آن که از همه خدمت ها بالاتر است،این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است،مجله هاست،رادیو و تلویزیون است،سینما هاست تئاتر هاست،اینها می توانند نیروی انسانی ما را تقویت کند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد،و می توانند مثل رژیم سابق باشند که همه چیز به هم ریخته بوده همه چیز در خدمت استعمار بود.

 آنها خودشان هم نمی دانستند،خیلی ها خودشان نمی دانستند، نمی دانست این عکسی که از این زن لخت می اندازد، چند تا جوان را آشفته می کند، از بین می برد.(امام خمینی، 1386،8،498)

ماموریت داشتند که کشور ما را با آن تبلیغات دامنه دار این رسانه های طاغوتی،تمام مسائل اسلامی و تمام مسائل کشوری را به طرف منافع طاغوتی سوق دهند.                       

صدمه ای که اسلام از مطبوعات و رسانه های طاغوتی خورد،از کمتر دستگاه های خورد ،آن قدر که جوان های ما را این مطبوعات و مجله های فاسد و آن رادیو و تلویزیون های فاسدتر به فساد کشیدند،معلوم نیست که مراکز فساد آن قدر به فساد کشیده باشند.

این مجلات و مطبوعات بود و این رادیو و تلویزیون و تمام این رسانه های گروهی بود که جوان های مارا به جای اینکه به طرف دانشگاه بکشد،به طرف علم و ادب بکشد،به طرف فساد بکشد.(همان ،13، 156)

4-تقویت تعهد دینی:

یکی از حضال مهم که درست در مقابل خود خواهی قرار دارد و سرچشمه بسیاری از خوبی هاست،داشتن روح احساس مسئولیت در برابردیگران است.                        این ویژگی،آدمی را از حصار بی تفاوتی،خود محوری و جناحی و گروهی بیرون می آورد و بین برنامه های خود و سرنوشت و سعادت دیگران پیوندی عمیق برقرار می کند.

گسترش فضایل وکمالاتی چون:خیر خواهی برای مردم،اهتمام به امور مسلمانان،یاری مظلومان،دفاع از حقایق و ارزش ها،امر به معروف و نهی از منکر،افشای جنایات استکبار و نفاق، انسان دوستی و مردم گرایی که در تعالیم حیات بخش اسلام مورد تأکید است،از جمله نقش آفرینی های مثبت رسانه هاست .(فصل نامه رسانه ،1388، 86)

به دلیل رسالت حساس رسانه ها در برابر جامعه اسلامی،ضرورت دارد که در اطلاع رسانی،برجسته سازی،رویداد ها،انتخاب تیترها و ارائه گزارش های ویژه،به جای تهییج بیهوده افکار عمومی و پی گیری سیاست های گروهی،قومی،طبقاتی و القای اندیشه ای خاص،به مصالح عمومی و به مباحثی که فرهنگ دینی را ارتقاء می بخشد و مردم را به سوی خوبی ها سوق می دهد پرداخته شود.

از این رو تشریح وضع مسلمین جهان،حمایت از رنج دیدگان،افشای جریانهای تهدید کننده،بازگویی تلاش انجام گرفته در جهت رفع تبعیض ها و بی عدالتی ها و…باید در سوژه پردازی به عنوان اصول اساسی به شمار آیند.(رزاقی ،1381،82)

امام خمینی تاکید دارند که:«مطبوعات باید مسائلی را مضر به وحدت جامعه و مضر به آن انگیزه ای است که جامعه برای آن قیام کرده است و در حقیقت مضر برای اسلام است از او احتراز کنند.(فخار طوسی ،بی تا، 277)

 

 

5-توجه به دردها و نیاز های مردم:

برخی رسانه ها مدعی اندکه «دانستن حق مردم است و باید آنان را در کشف حقایق و واقیعت های فرهنگی،اجتماعی و سیاسی یاری داد و خیر و مصالح تو ده های تشنه حق را در نظر گرفت.»اما آنان در عرصه عمل کمتر درصد دفاع از حقوق مردم بوده و در راه اعتلای فکری و معنوی آنان تلاش اندک داشته اند،از باب نمونه،ستایش و مدح افرادی که ارزش های مردم را مورد تهاجم قرار داده و یا مانع اجرای عدالت اجتماعی و مساوات اسلامی بوده اند،در واقع تحسین افراد نالایق و نابخرد و خلافکار و خوب جلوه دادن اشخاصی است که شایستگی لازم را ندارند.چنین اقدامی،خود فریب افکار عمومی و خیانت به جامعه است.(رزاقی ،1381، 109)

در مواقعی،فضای نا سالم مطبوعات و بزرگ شمردن افرادی که صلاحیت های لازم را نداشته اند،مشکلات سیاسی و اجتماعی نگران کننده ای را به دنبال آورده است،به طور طبیعی هر حرکتی که به انحراف از مسیر حقیقی و تصاحب پست های حساس به دست نالایقای منجر شود،ستم آشکار و تدلیس به شمار می رود و این روش نه تنها به لحاض عقلی و اخلاقی نارواست،بلکه به نوعی اعانت در ستم است وضع سرعی و قانونی هم دارد.(سعادتمند،1386، 152)

6-رعایت حد و مرز سرگرمی:

با نگاهی به رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی،می بینیم که این اصول اخلاقی نیز چندان جایگاهی در برخی رسانه ها ندارند.در مقابل،مطالب و گزارش هایی درباره انواع سرگرمی های بیهوده در آنها دیده می شود،حتی رسانه های وابسته به نهاد های مذهبی نیز درپی درج این گونه مباحث هستند و گاهی بیش از دیگران به آن می پردازند.

از دیدگاه اسلام ، قرآن و حدیث سرگرمی های بی فایده ای که فقط اوقات مردم را تلف می کنند،مصداق بارز لهو به شمار می روند و چنین برنامه هایی اگر آدمی را از یاد خدا بازدارند ممنوع هستند،رسول اکرم (ص)سرگرمی های بیهوده و لهو را برای مومن باطل شمرده اند.(شاه محمدی ، 1388،78)

7-رعایت مرزهای امیدواری و نگرانی عاقلانه:

درج رویداد ها از نظر موازین دینی در صورتی ارزشمند است که تاثیر مفید برافکار مردم بگذارند.کارشناسان بر این باورند روزنامه نگار اگرچه باید وقایع را بی طرفانه گزارش کنداما ضرورت دارد،برخی مصالح مراعات شود هرچند نیاز های خبری مردم و انعکاس رویدادهای مطابق واقع ضروری است،ولی نمی توان به بهانه جلب اعتماد خوانندگان و جذب مشتری،به نشرمطالبی اقدام کنند که برای مردم یأس آور و نگران کننده است.

گاهی همان خبری که ناگوار است،اگر با تدبیر خردمندانه به آگاهی مردم برسد،کمتر تنش زا خواهد بود.برخی جراید برای آنکه از دیگر رسانه ها عقب نیفتد،همراه واقعیت خبری،به امور تخیلی روی می آورند و می کوشند واقعه نه چندان مهم و فراگیر را،چنان جلوه دهند که یک نوعی آشفتگی را بر اذهان تحمیل می کند.(فخارطوسی، بی تا، 289)

دست اندرکاران فرهنگی و تبلیغی و خصوصاً رسانه ها در حوادث ناگوار، رنج آور و غیر مترقبه را نیز می توانند نقش آفرینی کنند.

مهیا سازی مردم در برابر ناگواری ها،آنان را از فرسایش روحی شدید و نا امیدی باز می دارد و نشان دادن و تشریح جنبه های عبرت آموزی و پندگیری وقایع و رویدادها برای مردم باعث می شود که وقتی تند باد حوادثی به سویشان می وزد،بی قرار نگردند و تعادل روحی و فکری خود را از دست ندهند و حق و فضیلت را فراموش نکنند.

اگر نعمتی به آنان روی آورد و روزگار بر وقف مراد شان گردید،به غرور نگرایند و فقیران و درماندگان را از یاد نبرند و اگر روزی موفقیت و نعمت به دست آورده را از دست دادند،زبون و فرومایه نگردند واین،خود هدف تربیتی اسلام است.( فصل نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان،ش8 ،1391،60)

که قرآن به آن اشاره فرموده است:                                                               «لِکیلا تاُسوا علی ما فاتکُم ولا تفرحوا بما اَتاکُم و اللهُ لا یحبّ کلّ مختالٍ فخور:تا هرگز بر آنچه از دستتان می رود،آزرده نگردید و از آن چه به دست می آورید،شادمانی پیدا نکنید.» (حدید ،23)

8-تلاش جهت تأثیر مثبت بر جامعه پزیری:

از اینکه رسانه های جمعی در جامعه پذیری اولیه کودکان و جامعه پذیری بلند مدت بزرگسالان نقش دارد،موضوعی است که قابل انکار نیست و امری پذیرفته شده است،هر چند با توجه به طبیعت موضوع،ممکن است قابل اثبات نباشد.

بخشی از علت آن ممکن است به دلیل طولانی بودن فرایند جامعه پذیری باشد و علت بخش دیگر آن مربوط به تاثیر رسانه ها می شود که عملاً با سایر تاثیرات اجتماعی و شیوه های متفاوت جامعه پذیری در درون خانواده ها تداخل می کند.

با وجود این،بسیاری هنوز بر این فرضیه پا می فشارند که رسانه ها بالقوه دارای تاثیراتی بر فرایند جامعه پذیری می باشد،دلیل آن هم اتخاذ سیاست هایی است که هدف آنها کنترل رسانه هاست،

یا محدودیت هایی که مسئولین خود رسانه ها اعمال می کنند،ویا هنجار ها و توقعاتی که والدین در مورد چگونگی استفاده کودکانشان از رسانه ها در نظر می گیرند،در برابر نظریه ای که رسانه ها را به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری فرض می کند،نظریه کاملاً مغایری وجود دارد که رسانه ها را بالقوه منشا از هم پاشیدن فرایند جامعه پذیری می داند،بدین معنی که معتقد است رسانه ها زمینه های

ارزشی را که توسط والدین، آموزگاران و سایر نهاد های کنترل اجتماعی ایجاد می شود به مبارزه می طلبند و برهم می زنند.(آسابرگر،1389، 122)

منطقی که رسانه ها را عامل جامعه پذیری و یا عامل جامعه پذیری و یا عامل از هم پاشیدگی فرایند جامعه پذیری تعریف می کند بر دیدگاهی استوار است که جامعه پذیری را به عنوان آموزش هنجار ها و ارزش های تثبیت شده در نظر می گیرد که به طور نمادین برای اشکال مختلف رفتارهای اجتماعی «پاداش» و یا«تنبیه»تجویز می نماید.

دیدگاه متفاوت دیگری نیز وجود دارد که جامعه پذیری را یک فرایند یادگیری در نظر می گیرد که بدان وسیله ما می آموزیم که در موقیعت های متفاوت چگونه رفتار کنیم و یاد می گیریم که دیگران چه انتظاراتی از یک نقش اجتماعی که بر عهده گرفته ایم از ما دارند.

از این رو،رسانه ها پیشاپیش و به طور مستمر تصاویری از زندگی و مدل های رفتاری را قبل از تجربه کردن واقعی آنها به نمایش می گذارند.(رفیع پور ،بی تا،184)
9-رسانه ها و هویت:

مسئله هویت و بحران آن در جوامع امروزی یکی از مشکلات خاص به شمار می رود،خطری که روز به روز جوانان و نوجوانان را به پرتگاه می برد،اما آنچه باعث تغییر هویت در فرهنگ ها در جوامع می شود چیست؟                                 جوانان و نوجوانان چگونه هم زمان با هم دچار دگرگونی شخصیت و بحران هویت می شوند؟                                                                                                          آیا این پدیده یک امر قهری است و نمی توان روند رو به افزایش آن را کند کرد؟

از جلمه عوامل مؤثر در تغییر فرهنگ ها در هر جامعه رسانه های جمعی هستند،یکی از مهمترین نقش های اجتماعی که رسانه های جمعی در جوامع در حال گذر به عهده دارند چگونگی مشارکت آنها در فرایند توسعه ملی به طور عام و توسعه فرهنگی به طور خاص است.

رسانه های جمعی می توانند به تناسب سیاست ها و راهبردهایی که در انطباق یا گستگی با هدف های توسعه ملی انتخاب می کنند،به پایداری یا تغییر ارزش ها و هنجار های فرهنگی کمک کنند.(طباطبایی،1381، 4)

10-رسانه و انتقال فرهنگ:

از آنجاکه اساساً هر فرهنگ،به مفهوم خیلی وسیع این کلمه،تنها از طریق علائم و به شکل پیامها قابل انتقال است،بدیهی است که با استقرار ارتباطات جمعی مساله سودمندی فرهنگی این وسایل به شکل تازه ای مطرح می گردد اما از سود مندی در این زمینه چه چیز ممکن است منظور باشد؟

به یک مفهوم،فرهنگ تنها در صورتی می تواند منشأ اثر باشد که شامل تعدادی از افراد بشود.در اینجا سود مندی در رابطه با وسعت مشارکت سنجیده می شود و با امر انتشارات مستقیماً مربوط است.

اما از یک نقطه نظر دیگر،فرهنگ دارای نوعی محتوی نیز هست و غیر ممکن نیست که حتی گسترش میزان مشارکت، و کیفیت و کمیت مشارکت کنندگان ، تاثیر بر ترکیب کلی پیامهای فرهنگی داشته باشد،فرهنگ از طرف بشریت،فرد و یا جامعه،خلق می شود و علاوه بر این سود مندی فرهنگی،غنی کردن میراث فرهنگی از طریق کوششهای خلاقان نیز یا شکفتگی فرهنگ در آینده منجر شود؟

بالا خره آنچه که باید دانست،اینست که آیا فرهنگ به نوبه خود،از آنجا که هم اکنون توده ها را در بر می گیرد،می تواند فی نفسه در سرنوشت اجتماعات یک عامل مفید به حساب آید.چه در مطبوعات،رادیو،تلویزیون،به وضوح مشاهده می شود که فنون نوین انتشار به پیامهای فرهنگی نوعی سودمندی دائم التزاید می بخشد،تنها به این دلیل که این وسایل توده وسیعی را می پوشاند،و این واقعیتی است که حتی در اصطلاح ارتباط جمعی مندرج است.(قائم مقامی ،بی تا ،240)   
 

نتیجه گیری:

از آنجا که رسانه ها حکم قلب جامعه را دارند و تمام رگ ها و شریان ها از درون آنها می گذرند باید بر آنچه وا رد آنها می شود و خارج می گردد نظارت کامل داشت،رسانه ها باید یاد آور هویت جمعی برای مردم باشند و مصرف آنها منجر به واکنش منفی در مخاطب نشود.

در این میان رسالت روحانیت و حوزه های علمیه را نیز نباید فراموش کرد اجرای برنامه های خشک مذهبی همراه با اجرای روحانی چندان چهره خوشایندی ندارد بلکه باید مباحث بلند مذهبی را در قالب سریال ها و کارتون ها و یا نشست های صمیمی با مردم همراه با جلوه های ویژه هنری به مردم انتقال داد.

استفاده از شخصیت های روحانی در برنامه های پزشکی،سیاسی و اقتصادی و هنری می تواند در جذب مردم به سوی هویت دینی مؤثر باشد. از آن جا که برای جوان باید جوان بود،در برنامه های اصیل تلویزیونی و رادیویی و یا در شبکه های اینترنتی باید از نیروهای جوان و شاداب استفاده کرد و حتی الامکان از نیروهای پیشکسوت در خط دهی فکری استفاده نمود.

هویت افراد جامعه می تواند در چار چوب منطق و گفت گو معنا شود و برای معنا یافتن آن بیش و پیش از هر چیز نیاز به تولید اندیشه و ساماندهی فرهنگی است.                              تفکر باید در کانون های اندیشه اعم از حوزه ها و دانشگاه ها به غنا،باروری و کار آمد مطلوب برسد و آن گاه توسط رسانه های جمعی بازبان مناسب عرضه شود تازمانی که کانون اندیشه در رسانه های جمعی متمرکز شود،حاصل آنها تقویت فرهنگی جمعی و نه تعمیق فرهنگی پایدار است،اما زمانی رسانه ها رساننده اندیشه های می شوند که در مراکز اصلی خود تولید می شوند در این صورت نقش سازنده رسانه ها در این فرایند عبارتند از:

1-باز آفرینی فرهنگ بومی و غلبه بر عوارض ناشی از گسستگی تاریخی.

2-برقراری پیوند میان جهان و جامعه.

3-کاهش از هم گسیختگی درون بخشی و میان بخشی و حل تعارض های اجتماعی

1-    ارتقای هویت مدنی و تقویت فرهنگ گفتگو.

 

فهرست منابع:

*قرآن

1-اسحاقی،حسین،نوآوری،بسترشکوفایی،قم،انتشارات مرکز پژوهش های اسلامی صدا سیما،1387

2-استفانی،لیزا،ارتباط بین فرهنگها،ترجمه(سیدعلی اکبرمیرحسینی)چاپ اول،تهران،انتشارات باز،1379

3-آسابوگر،آرتور،روش های تحلیلی رسانه،ترجمه(پرویز اجلالی)،تهران،انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،1389

4-آوینی،مرتضی،آیینه جادو،بی جا،انتشارات کانون فرهنگی هنری ایثارگران،1373

5-اسماعیلی،محسن،تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق،تهران،انتشارات ساحل،1384

6-بصیریان جهرمی،حسین،رسانه های اجتماعی،تهران،انتشارات مهر نقش،1391

7-باقی،هرمز،گذری به ویژهگی های مدیریت رسانه ای،فصل نامه پژوهش و سنجش،1387

8-تقوی،رضا،تاملات فرهنگی،بی جا،انتشارات عمران،1384

9-تامس،الیوت،درباره فرهنگ،ترجمه(حمید شاهرخ)تهران،انتشارات مرکز،1369

10-حسینی،مهی،مدیریت فعالیت های فرهنگی،بی جا،انتشارات هاجر،1379

11-دانسی،مارسل،نشانه شناسی رسانه ها،ترجمه(گودرز میدانی)،بی جا،انتشارات آنیسه نما،1387

12-رزاقی،افشین،نظریه های ارتباطات اجتماعی،تهران،انتشارات پیکان،1382

13-رفیع پور،فرامرز،وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش ها،تهران،انتشارات کوثر،1384

14-ساروخانی،باقر،جامعه شناسی ارتباطات،چاپ هفدهم،تهران،انتشارات اطلاعات،1386

15-ساعی،منصور،نقش رسانه ها در انتقال ارزش ها،تهران،انتشارات حکیم،1384

16-سعادتمند،رسول،مطبوعات و رسانه ها از دیدگاه امام خمینی(ره)،قم،انتشارات تسنیم،1386

17-شاه محمدی،عبدالرضا،عصرارتباطات و اطلاعات جهانی شدن دین،تهران،انتشارات دیبا،1388

18-صادقی،عبدالمجید،مبانی ارتباطات،تهران،انشتشارات ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه،بی تا

19-طباطبایی،صادق،ربایش هویت،بی جا،انتشارات حیات نو،1381

20-طهماسبی،احمد،سبیخون فرهنگی،قم،انتشارات یاقوت،1381

21-عزبدفتری،فریبا،فرهنگ و جامعه،تهران،انتشارات قطره،1380

22-فخار طوسی،جواد،امام خمینی (ره)ورسانه های گروهی،تهران،انتشارات عروج،بی تا

23-قائم مقامی،فرحت،مقدمه ای بر جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی،تهران،انتشارات اطلاعات،بی تا

24-کیا،علی اصغر،رسانه های نوین،تهران،انتشارات علم،1391

25-معین،محمد،فرهنگ فارسی معین،تهران،انتشارات دیبا،1386

26-مشیری،مهشید،فرهنگ زبان فارسی،تهران،انتشارات نی،1389

27-مک کوایل،دنیس،مخاطب شناسی،ترجمه (مهدی منتظر قائم)،تهران،انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،1380

28-موسوی خمینی،روح الله،صحیفه نور،تهران،مرکز نشر آثار امام خمینی(ره)، 1386

ج-مقالات و نشریات

1-فصل نامه مطالعات ملی،سال پنجم،ویژه هویت

3-ماهنامه مبلغان،سال هفدهم،شماره196،قم،انتشارات تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه

4-فرهنگ کوثر،ویژه اندیشه و سیره اهل بیت(ع)،سال یازدهم،انتشارات زائر

5-فصل نامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان،شماره8،بی جا،1391

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: مقاله
   یکشنبه 28 خرداد 1396نظر دهید »

 

  • و تنها خداست كه می‌تواند، تسلای دل علی باشد….


ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گریه اختیار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه یكدیگر نگذارند و مصیبت را زبان نگیرند.

آن خانه نمی‌دانم آن شب به چه قدرتی بر پای ایستاده بود، آن مدینه چه مدینه‌ای بود كه چنین مصیبتی را تاب آورد و در هم نشكست، آن چه قبرستانی بود كه سرچشمه عصمت را در خویش فرو برد و دم بر نیاورد، آن چه خاكی بود كه به خود جرأت داد، فاطمه را از علی جدا كند ؟

چرا آن خانه بر جای ماند؟ چرا مدینه ویران نشد؟ چرا آسمان در خود نپیچید؟ چرا بغض زمین نتركید؟ چرا عالم فرو نریخت ؟

گفته‌اند در عاشورا وقتی زخم در جان خورشید نشست و زمین، پیكر مبارك حسین را بر خویش قطعه‌قطعه‌ دید، به لرزه درآمد و آسمان تیره و تار شد و غبار خشم خداوند از جای جنبید.

ادامه »


موضوعات: چکیده مقالات
   چهارشنبه 27 بهمن 13951 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 13

 
مهمان امام